شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ١١٥ - اناث (نساء/ ١١٧ )
«امو» و نسبت به آن «اموىّ» است. (به نقل از: تبيين اللّغات لتبيان الآيات)
انث
أُنْثىٰ:(حجرات/ ١٣.)[*]
به معنى «ماده [خلاف نر از هر چيز]» و از مادّۀ «أنث» گرفته شده است و به گفتۀ «راغب» در كتاب مفردات، كلمۀ «مؤنّث» خلاف «مذكّر» است و در اصل به اعتبار فرجين به اين نام ناميده شدهاند و چون توانايى جنس ماده در تمام حيوانات از جنس نر كمتر است، لذا به اعتبار ضعف او، هر چيزى كه در طبيعت، كار و عملش سست و ضعيف مىشود به آن «انثى» مىگويند (تثنيۀ اين واژه: «انثيان» و «انثيين» (نساء/ ١١.) و جمع آن «اناث» و «أناثىّ» است). (راغب، مفردات، مادّه «انث»)
اناث: (نساء/ ١١٧.)[**]
جمع «انثى» از مادۀ «أنث» (بر وزن ادب) به معنى موجود نرم و قابل انعطاف است، و لذا هنگامى كه آهن در آتش نرم شود، عرب مىگويد أنث الحديد و اگر به جنس زن، اناث و مؤنث گفته مىشود به خاطر آن است كه جنس لطيفتر و انعطافپذيرترى است.
ولى (در آيۀ مورد بحث) بعضى از مفسران معتقدند كه قرآن اشاره به بتهاى معروف قبايل عرب مىكند كه هركدام براى خود بتى انتخاب كرده، اسم مؤنثى را برآن نهاده بودند.
اللاّت به معنى «الهه» مؤنث اللّه، عزّى مؤنث اعزّ، و همچنين «منات» و «اساف» و «نائله» و مانند آنها.
ولى بعضى ديگر از مفسران بزرگ عقيده دارند كه منظور از اناث در اين جا معنى معروف مؤنث نيست، بلكه منظور همان ريشۀ لغوى آن است، يعنى آنها معبودهايى را مىپرستيدند كه مخلوق ضعيفى بيش نبودند و به آسانى در دست آدمى به هر شكل در
[*]يٰا أَيُّهَا اَلنّٰاسُ إِنّٰا خَلَقْنٰاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثىٰ...«اى مردم ما همۀ شما را نخست از مرد و زنى آفريديم...» حجرات/ ١٣.
[**]إِنْ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ إِلاّٰ إِنٰاثاً...«آنها غير از خدا تنها بتهايى را مىخوانند كه اثرى ندارند...» نساء/ ١١٧.