شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٤٦٨ - (مجادله/ ٤ )
بعضى گفتهاند «محادّة» در اصل به معنى «ممانعت» است از مادّۀ «حدّ» كه به معنى «مانع ميان دو شىء» است و لذا به دربان «حدّاد» مىگويند و هر دو معنى از نظر نتيجه به هم نزديك است هرچند از دو ريشۀ متفاوت گرفته شده باشد.
«راغب» در مفردات مىگويد: واژۀ «يحادّون» در آيۀ مورد بحث به معنى آن است كه «آنها مانع انجام حدود خدا و رسولش مىشوند» و اين ممانعت يا به اعتبار جلوگيرى از اجراست يا به كار بردن آهن (حديد) كه كنايه از سلاح و قدرت است[*]. (ج ٤٢١/٢٣ و ٤٦٥.)
حُدُودُ:(مجادله/ ٤.)[**]
جمع «حدّ» به معنى «چيزى است كه در ميان دو شىء مانع شود» و يا به گفته «راغب»: (واسطۀ ميان دو چيزى است كه مانع اختلاط و آميختگى آنها به يكديگر شود)، لذا به مرزهاى كشورها «حدود» گفته مىشود و قوانين الهى را ازاينرو «حدود الهى» مىگويند كه عبور از آن مجاز نيست.
(علّت ناميدن «حدّ» براى مجازات، آن است كه حدّ، مانعى براى تكرار كردن آن عمل (ناپسند) است مانند حدّ زنا و حدّ خمر كه هم مانع تكرار اين اعمال مىشود و هم ديگران را از اين امر بازمىدارد[***].
تعبير به «حدود اللّه» كه در چندين مورد از آيات قرآن مجيد از جملۀ آيۀ مورد بحث آمده، همۀ آنها بعد از بيان يك سلسله از احكام و مقررات اجتماعى است، مثلا در آيۀ ١٨٧ سورۀ بقره بعد از اعلام ممنوعيّت آميزش جنسى در اعتكاف و احكامى دربارۀ روزۀ، و در آيات ٢٢٩ و ٢٣٠ بقره و آيۀ ١٠ سورۀ طلاق، بعد از بيان قسمتى از احكام طلاق، و همچنين آيۀ مورد بحث (مجادله/ ٤.)، بعد از بيان كفّاره «ظهار» آمده است.
در تمام اين موارد، احكام و قوانينى وجود دارد كه تجاوز از آنها ممنوع است و بههمينجهت به عنوان «مرزهاى الهى» شناخته شدهاند[****]. (ج ٣٠٠/٣-٣٠١، ج ٤١٦/٢٣.)
[*]مفردات، راغب، مادّه (حدّ).
[**]... وَ تِلْكَ حُدُودُ اَللّٰهِ...«... اينها مرزهاى الهى است...» مجادله/ ٤.
[***] مفردات، راغب، مادّه «حدّ».
[****] دربارۀ «حدود اللّه» بحثهاى فراوانى شده است، به تفسير نمونه (در مجلدات: ٦٥٢/١ و ١٢١/٢