شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٦٠٤ - حُنَين و غزو١٧٢٨ حُنَين (سور١٧٢٨ توبه، آي١٧٢٨ ٢٥ )
مقدار زيادى زره در اختيار دارد به نزد او فرستاد و يكصد زره به عنوان عاريت از او خواست. «صفوان» يكصد زره به عنوان عاريت به پيامبر (ص) داد و خود شخصا با حضرت حركت كرد.
دو هزار نفر از مسلمانانى كه در فتح مكّه، اسلام را پذيرفته بودند به اضافه ده هزار نفر سربازان اسلام كه همراه پيامبر براى فتح مكه آمده بودند كه مجموعا دوازده هزار نفر مىشدند براى ميدان جنگ حركت كردند.
«مالك بن عوف» كه مرد پرجرئت و با شهامتى بود به قبيله خود دستور داد غلافهاى شمشير را بشكنند و در شكافهاى كوه و درّههاى اطراف، و لابلاى درختان، بر سر راه سپاه اسلام كمين كنند و به هنگامى كه در تاريكى اول صبح مسلمانان به آنجا رسيدند يكباره به آنان حملهور شوند و لشكر را درهم بكوبند.
او اضافه كرد: محمّد (ص) با مردان جنگى هنوز روبرو نشده است تا طعم شكست را بچشد!.
هنگامى كه پيامبر نماز صبح را با ياران خواند فرمان داد به طرف سرزمين «حنين» سرازير شدند، در اين موقع بود كه ناگهان لشكر «هوازن» از هر سو مسلمانان را زير رگبار تيرهاى خود قرار دادند گروهى كه در مقدّمه لشكر قرار داشتند (و تعدادى از آنها تازهمسلمان بودند) فرار كردند و اين امر سبب شد كه باقيماندۀ لشكر به وحشت بيفتند و فرار كنند.
خداوند در اين جا آنها را با دشمنان به حال خود واگذارد و موقتا دست از حمايت آنها برداشت، زيرا به جمعيت انبوه خود مغرور بودند و آثار شكست در آنان آشكار گشت.
امّا على (ع) كه پرچمدار لشكر بود با عدۀ كمى در برابر دشمن ايستادند و همچنان به پيكار ادامه دادند.
(در اين هنگام پيامبر در قلب سپاه قرار داشت) و عباس عموى پيامبر (ص) و چند نفر ديگر از بنى هاشم كه مجموعا از نه نفر تجاوز نمىكردند و دهمين آنها «ايمن» بود اطراف پيامبر (ص) را گرفتند.
مقدّمه سپاه به هنگام فرار و عقبنشينى از كنار پيامبر (ص) گذشت، پيامبر (ص) به عباس كه صداى بلند و رسايى داشت دستور داد فورا از تپهاى كه در آن نزديكى بود بالا رود و به مسلمانان فرياد زند «اى گروه مهاجران و انصار! و اى ياران سورۀ بقره! و اى بيعت شجره! به كجا فرار مىكنيد؟ پيامبر (ص) اينجاست!».