شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٧٣٨ - (بقره/ ١٣٤ )
«بدانيد هر دوستى كه در دنيا براى خاطر خدا نباشد در قيامت تبديل به عداوت و دشمنى مىشود[١]» (ج ١١٠/٢١-١١١، ج ٥١٥/١٥.)
خلو
خلا: (فاطر/ ٢٤.)[*]
از مادّۀ «خلوّ» و «خلاء» در اصل به معنى مكانى است كه ساترى در آن نباشد، اين واژه هم در مورد زمان به كار مىرود و هم مكان و از آنجا كه زمان در گذر است به ازمنه گذشته «ازمنه خاليه» گفته مىشود، زيرا اكنون اثرى از آنها نيست و دنيا از آن خالى شده است، بنابراين معنى «خالى شدن» و «خلوت كردن» در آن افتاده است.
در آيۀ مورد بحث مىخوانيم: «ما تو را به حق براى بشارت و انذار فرستاديم و هيچ امتى نبود مگر اين كه انذار كنندهاى در ميان آنها گذشته است»وَ إِنْ مِنْ أُمَّةٍ إِلاّٰ خَلاٰ فِيهٰا نَذِيرٌ.
اين نكته نيز قابل توجه است كه برطبق آيۀ فوق تمام امتها داراى انذاركننده الهى يعنى پيامبر بودهاند، هرچند بعضى آن را به معنى وسيعترى گرفتهاند كه شامل علما و دانشمندانى كه مردم را انذار مىكنند نيز مىشود، ولى اين معنى برخلاف ظاهر آيه است. (ج ٢٣٨/١٨ - ٢٣٩.)
خَلَتْ: (بقره/ ١٣٤.)[**]
از مادّه «خلوّ» به معنى «تهى و خالى شدن، گذشتن» است.
آيۀ مورد بحث گويا پاسخ به يكى از اشتباهات يهود است، چرا كه آنها بسيار روى مسئله نياكانشان و افتخارات آنها و عظمتشان در پيشگاه خدا تكيه مىكردند و گمانشان اين بود كه اگر خودشان آلوده باشند در پرتو چنين نياكانى اهل نجاتند.
قرآن مىگويد: «آنها امّتى بودند كه درگذشتند و اعمالشان مربوط به خودشان است و
[١]تفسير على بن ابراهيم، به نقل از نور الثقلين، ج ٦١٢/٤.
[*]إِنّٰا أَرْسَلْنٰاكَ بِالْحَقِّ بَشِيراً وَ نَذِيراً وَ إِنْ مِنْ أُمَّةٍ إِلاّٰ خَلاٰ فِيهٰا نَذِيرٌ.فاطر/ ٢٤.
[**]«تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَهٰا مٰا كَسَبَتْ وَ لَكُمْ مٰا كَسَبْتُمْ...»بقره/ ١٣٤.