شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٥٦٥ - (قلم/ ١٠ )
حلف
يَحْلِفُونَ: (توبه/ ٥٦.)[*]
در اصل از مادّه «حلف» (به كسر حاء) به معنى «متّحد، همپيمان و هم سوگند» است و جمع آن «أحلاف» است[**].
«راغب» گويد: واژۀ «حلف» به صورت مصدر در معنى ثابت ماندن بر عهد و پيمان نيز به كار مىرود و در اصل، سوگندى است كه با آن سوگند عدّهاى از عدّۀ ديگر پيمان مىگيرند و سپس اين معنى به هر قسمى و سوگندى تعبير شده است واژه «محالفة» يعنى «سوگند خوردن براى يكديگر» و آنگاه در معنى ملازمت و پايدارى محض به كار گرفته شده است[***](زيرا انسان خود را ملزم مىدارد كه پايبند به سوگند خويش باشد و در آن، ثابت و پايدار بماند) به هر حال، آيۀ مورد بحث يكى ديگر از اعمال و حالات منافقان را به روشنى ترسيم مىكند و مىگويد:
«آنها به خدا سوگند ياد مىكنند كه از شما هستند، در حالى كه نه از شما هستند و نه در چيزى با شما موافقند، بلكه آنها گروهى هستند كه فوقالعاده مىترسند» توبه/ ٥٦.
در واقع چون تكيهگاهى در باطن ندارند همواره گرفتار ترس و وحشتى عظيم هستند و به خاطر همين ترس و وحشت، هيچگاه آنچه در باطن دارند اظهار نمىكنند و چون از خدا نمىترسند از همه چيز مىترسند و بههمينجهت به خدا سوگند يادى مىكنند كه ما هم از شما مؤمنان و همعقيده با شما هستيم! در حالى كه دروغ مىگويند. (ج ٤٥١/٧-٤٥٢، با اقتباس از منابع ذكر شده)
حَلاّٰفٍ: (قلم/ ١٠.)[****]
در اصل از مادّه «حلف» به معنى «سوگند خوردن» است واژۀ «حلاّف» صيغه مبالغه
[*]وَ يَحْلِفُونَ بِاللّٰهِ إِنَّهُمْ لَمِنْكُمْ وَ مٰا هُمْ مِنْكُمْ وَ لٰكِنَّهُمْ قَوْمٌ يَفْرَقُونَ.توبه/ ٥٦.
[**] فرهنگ لاروس، ج ٨٥٥/١.
[***] مفردات، راغب، مادّۀ «حلف»
[****]وَ لاٰ تُطِعْ كُلَّ حَلاّٰفٍ مَهِينٍ.قلم/ ١٠.