شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ١٩٨ - بساط (نوح/ ١٩ )
از مادّۀ «بسط» به معنى «گشادن و گستردن» است[*]، اسم فاعل آن «باسط» و اسم مفعول «مبسوط» است.
جملۀ«بٰاسِطُوا أَيْدِيهِمْ»در آيۀ مورد بحث، ممكن است به اين معنى باشد كه فرشتگان قبض ارواح، با «گشودن دستها» آماده قبض روح آنها مىشوند و ممكن است به معنى دست گشودن براى شروع مجازات آنها بوده باشد. (ج ٣٥٠/٥.)
بساط: (نوح/ ١٩.)[**]
از مادّۀ «بسط» به معنى «گستردن چيزى» است و واژۀ «بساط» به هر چيز گستردهاى
[*]مادّه «بسط» و مشتقات آن، در قرآن مجيد به معانى مختلف بهكاررفتهاست و در حقيقت تمام معانى به همان معنى فوق بر مىگردد: ١. به معنى «وسيع و گشاده»:وَ لَوْ بَسَطَ اَللّٰهُ اَلرِّزْقَ لِعِبٰادِهِ... «و اگر خداوند روزى بندگان را وسيع و گشاده گرداند...» شورى/ ٢٧. ٢. به معنى «منتشر ساختن و گسترانيدن»:اَللّٰهُ اَلَّذِي يُرْسِلُ اَلرِّيٰاحَ فَتُثِيرُ سَحٰاباً فَيَبْسُطُهُ فِي اَلسَّمٰاءِ كَيْفَ يَشٰاءُ...«خداست آنكه بادها را مىفرستد كه ابرها را برانگيزد، سپس آن را در آسمان آنطور كه بخواهد مىگستراند...» روم/ ٤٨. ٣. به معنى «كشيدن و دراز كردن دست»:... وَ كَلْبُهُمْ بٰاسِطٌ ذِرٰاعَيْهِ بِالْوَصِيدِ...«... و سگ آنان كه دو دست بر در آن غار گسترانيده بود...» كهف/ ١٨. ٤. به معنى «طلب كردن چيزى»:... كَبٰاسِطِ كَفَّيْهِ إِلَى اَلْمٰاءِ...«... مانند كسى كه دست بهسوى آب مىگشايد...» رعد/ ١٤. ٥. به معنى «گرفتن و قبض روح كردن»: مانند آيۀ مورد بحث (انعام/ ٩٣.) ٦. به معنى «حمله و سوء قصد»:... وَ يَبْسُطُوا إِلَيْكُمْ أَيْدِيَهُمْ وَ أَلْسِنَتَهُمْ بِالسُّوءِ... «... و دستهاى خود را به قتل و ضرب و زبانهاى خود را به بدى و دشنام به طرف شما بگشايند...» ممتحنه/ ٢. ٧. «كنايه از بذل و بخشش»:...وَ لاٰ تَبْسُطْهٰا كُلَّ اَلْبَسْطِ... «... [نه دست خود را (در احسان) بسته دار] و نه بسيار باز و گشاده...» اسراء/ ٢٩. ٨. به معنى «وسعت علم و فضيلت»:... وَ زٰادَهُ بَسْطَةً فِي اَلْعِلْمِ وَ اَلْجِسْمِ... «... (گفت: خدا او را بر شما برگزيده) و علم و (قدرت) جسم او را وسعت بخشيده...» بقره/ ٢٤٧.
[**]وَ اَللّٰهُ جَعَلَ لَكُمُ اَلْأَرْضَ بِسٰاطاً. «و خداوند زمين را براى شما فرش گستردهاى قرار داد» نوح/ ١٩.