شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٦٥٩ - خَب١٦٤٨ ال (توبه/ ٤٧ )
محشور مىشوند.
جالب اين كه در روايات به هر دو قسمت اشاره شده است: در روايتى در تفسير آيه مىخوانيم كه امام صادق (ع) فرمود:
آكل الرّبا لا يخرج من الدّنيا حتّى يتخبّطه الشّيطان. «رباخوار از دنيا بيرون نمىرود مگر اين كه به نوعى از جنون مبتلا خواهد شد[١]» و در روايت ديگر براى مجسم ساختن حال رباخواران شكمباره كه تنها به فكر منافع خويشند و ثروتشان وبال آنها خواهد شد از پيامبر (ص) چنين نقل شده كه فرمود:
«هنگامى كه به معراج رفتم دستهاى را ديدم به حدى شكم آنان بزرگ بود كه هرچه جديت مىكردند، برخيزند و راه بروند، براى آنان ممكن نبود و پىدرپى به زمين مىخوردند.
از جبرئيل سؤال كردم، اينها چه افرادى هستند؟ جرمشان چيست؟ جواب داد اينها رباخواران هستند[٢]» حديث اول حال آشفتگى انسان را در اين جهان منعكس مىسازد و حديث دوم حالت رباخواران صحنۀ قيامت را بيان مىكند و هر دو مربوط به يك حقيقت است، همانطور كه افراد پرخور، فربهى زننده و بىرويهاى پيدا مىكنند، ثروتمندانى كه از راه رباخوارى فربه مىشوند نيز زندگى اقتصادى ناسالمى دارند كه وبال آنهاست. (ج ٢٧١/٢-٢٧٢.)
خبل
خَبٰال: (توبه/ ٤٧.)[*]
به معنى «اضطراب و ترديد» است [كه در نتيجۀ شرّ و فساد به انسان مىرسد] و غالبا به زيانهايى كه در عقل انسان اثر مىگذارد، گفته مىشود، بنابراين «خبل» (بر وزن اجل) به معنى «جنون» و «خبل» (بر وزن طبل) به معنى «فاسد شدن اعضا» آمده است.
آيۀ مورد بحث دربارۀ عدم شركت منافقان در ميدان جهاد است، زيرا حضور آنها با آن روحيه فاسد و توأم با ترديد و نفاق و بزدلى اثرى جز ايجاد ترديد و شك و توليد فساد در ميان
(١و٢)تفسير نور الثقلين، ج ٢٩١/١.
[*]لَوْ خَرَجُوا فِيكُمْ مٰا زٰادُوكُمْ إِلاّٰ خَبٰالاً...توبه/ ٤٧.