شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٥٧٩ - (حجر/ ٢٨ )
ديگر با صراحت آمده است، ولى بايد توجه داشت كه اشارات و رموز هميشه براى محرمانه ماندن مطالب نيست، بلكه گاه جنبۀ علامت اختصارى دارد، اين معنى در گذشته وجود داشته و در عصر ما نيز بسيار گسترش پيدا كرده است، به طورى كه نامهاى بسيارى از مؤسسات و تشكيلات بزرگ به صورت حروف مقطعه است (حروف اختصار) كه هركدام از آغاز يك كلمه انتخاب شده است و سپس آنها را با هم تلفيق كردهاند[*].
مجموعا هفت سوره با «حم» شروع مىشود (سورههاى هفتگانه حواميم) كه عبارتند از:
مؤمن - فصّلت - شورى - زخرف - دخان - جاثيه - احقاف. (ج ٩/٢٠ و ٣٤٦ تا ٣٤٨ و ج ٧/٢١.)
ح م أ
حَمَإٍ:(حجر/ ٢٨.)[**]
به معنى «گل تيرهرنگ بدبو (لجن)» است و جملۀ «حماء مسنون» در آيۀ مورد بحث، يعنى «گل تيرهرنگ بدبوى متغيّر» («مسنون» به معنى «متغيّر، ريخته شده»[***]از مادّه «سنّ»[****].
آيۀ مورد بحث مىگويد:
«به خاطر بياور هنگامى كه پروردگارت به فرشتگان گفت من بشر را از «صلصال» (گل خشكيدهاى كه به هنگام برخورد با چيزى صدا مىكند) كه از «حمأ مسنون» (گل
(*)دربارۀ حروف مقطعه «حم» و تفسيرهاى مختلف آن، رجوع شود به تفسير نمونه، جلد ٢١، صفحات ١٤٦ و ٢٢٦.
[**]وَ إِذْ قٰالَ رَبُّكَ لِلْمَلاٰئِكَةِ إِنِّي خٰالِقٌ بَشَراً مِنْ صَلْصٰالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ،فَإِذٰا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ سٰاجِدِينَ.حجر/ ٢٨ و ٢٩.
[***] صاحب تبيان مىگويد: حقتعالى آدم (ع) را از خاك آفريد برآن وجه كه آب بر خاك بارانيد تا گل شد و مدتى بگذشت تا گل سياه گشت، پس آن را تصوير كرد و «مسنون» به معنى «مصوّر» است، يعنى خداوند انسان را از گل خشكى از «لاى ريخته شده» (مصوّر) [حمإ مسنون] آفريده است.
[****]... فَانْظُرْ إِلىٰ طَعٰامِكَ وَ شَرٰابِكَ لَمْ يَتَسَنَّهْ...(اى: لم يتغيّر) «... به طعام و نوشيدنى خود بنگر كه «تغييرى» نكرده است...» بقره/ ٢٥٩.