شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٥٣٥ - حطمة (همزه/ ٤ )
شكل زنندهاى در آوردند و آن را يك وسيلۀ مسخره و تفريح قرار دادند. (ج ٢٦٨/١ و ج ٤١٥/٦.)
ح ط م
حطام: (واقعه/ ٦٥.)[*]
از مادّۀ «حطم» (بر وزن حتم) در اصل به معنى «شكستن و خرد كردن چيزى» است و غالبا به شكستن اشياء خشك مانند استخوان پوسيده و يا ساقههاى خشك گياهان اطلاق مىشود و همچنين به اجزاى پراكنده كاه گفته شده است كه همراه تندباد به هر سو مىرود و در آيۀ مورد بحث منظور، «كاه» است[١]، مىفرمايد:
«اگر ما بخواهيم اين زراعت را تبديل به يكمشت كاه درهم كوبيده شده مىكنيم...» واقعه/ ٦٥.
آيۀ فوق رسانندۀ اين مطلب است كه انسان هيچ نقشى در مسئله نمو و رشد گياهان جز افشاندن دانه ندارد، چرا كه خداوند قادر است با فرستادن تندباد سمومى، تمام دانهها را قبل از بسته شدن، خشك كند و درهم بشكند، يا آفتى برآن مسلط كند كه محصول را از بين ببرد و نيز مىتواند سيل ملخها را برآن بفرستد، و يا گوشهاى از يك صاعقۀ بزرگ را برآن مسلط سازد، به گونهاى كه چيزى جز يكمشت كاه خشكيده از آن باقى نماند و شما از مشاهدۀ منظرۀ آن در حيرت و ندامت فرورويد! (ج ٢٥٠/٢٣-٢٥١ و ٣٥٣.)
حطمة: (همزه/ ٤.)[**]
صيغۀ مبالغه از مادّۀ «حطم» (بر وزن حتم) به معنى «درهم شكستن و خرد كردن
[*]لَوْ نَشٰاءُ لَجَعَلْنٰاهُ حُطٰاماً فَظَلْتُمْ تَفَكَّهُونَ.«هرگاه بخواهيم كشت و زرع شما را تبديل به كاه درهم كوبيده (خشك و تباه) مىسازيم، به گونهاى كه تعجب كنيد» واقعه/ ٦٥.
[١] اين احتمال نيز داده شده است كه منظور از «حطام» در اين جا، پوسيدن تخمها در زير زمين و عدم رويش آنها باشد. «تفسير ابو الفتوح رازى»، ذيل آيه.
[**]كَلاّٰ لَيُنْبَذَنَّ فِي اَلْحُطَمَةِ.«چنين نيست كه او مىپندارد، به زودى در حطمه (آتشى خردكننده) پرتاب مىشود» همزه/ ٤.