شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٦٢٥ - تحيد (ق/ ١٩ )
باشد يا فعليّه و اضافه به فعليه بيشتر است، چنان كه در قرآن مجيد مضافاليه آن جملۀ فعليّه مىباشد[*].
معنىهايى كه براى اين واژه در كتب لغت آمده از اين قرار است:
«جا، هرجا، كجا، هركجا، آنجا، از آنجا كه، هرچه، نظر به اين كه...» گاهى «ما» ى كافه به حيث ملحق مىشود و در اين صورت معنى شرط مىدهد و دو فعل را مجزوم مىكند:
«حيثما تذهب أذهب: هركجا بروى مىروم»[**]و در اين حالت چنانچه فعل بعد از آن ماضى باشد معنى مضارع مىدهد[***]، مانند:
... وَ حَيْثُ مٰا كُنْتُمْ...«... و شما (مسلمانان) نيز هركجا باشيد (روى بدان جانب كنيد)...» بقره/ ١٤٤.
گاهى «حيث» با «من» به كار مىرود[****]مانند اين آيه:
... فَكُلاٰ مِنْ حَيْثُ شِئْتُمٰا...«... پس از هرچه و از هركجا كه خواستيد، بخوريد...» اعراف/ ١٩.
و نيز گاهى «حيث» بر زمان دلالت مىكند و در اين صورت معنى «هر زمان» مىدهد.
اين واژه، ٣١ بار در قرآن مجيد تكرار شده[*****]كه دو بار آن به شكل «حيثما» (بقره/ ١٤٤ و ١٥٠) و بقيه به شكل «حيث» بهكاررفتهاست. (با اقتباس از كتب لغت و منابع ذكر شده)
ح ى د
تحيد: (ق/ ١٩.)[******]
از مادّۀ «حيد» (بر وزن صيد) به معنى «عدول كردن از چيزى و روى گردانيدن و فرار
(*)قاموس قرآن، ماده «حيث»
[**] فرهنگ لاروس، ج ٨٧٧/١.
[***] مجمع البيان، ج ٢٢٦/١.
[****] تبيين اللغات لتبيان الآيات، ج ٣٦٤/١.
[*****] المعجم الاحصائى لالفاظ القرآن الكريم، ج ٦٨٥/٢.
[******]وَ جٰاءَتْ سَكْرَةُ اَلْمَوْتِ بِالْحَقِّ ذٰلِكَ مٰا كُنْتَ مِنْهُ تَحِيدُ.ق/ ١٩.