شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٤٦١ - حاجز (نمل/ ٦١ )
ولى بعضى از مفسران معتقدند كه منظور از اين تعبير توجه دادن به شدت حرارت دوزخ است، يعنى آنچنان حرارت و سوزندگى دارد كه سنگها و انسانها را همانند هيزم شعلهور مىسازد.
آنچه با ظاهر آيۀ مورد بحث (بقره/ ٢٤.) سازگارتر به نظر مىرسد اين است كه آتش دوزخ از درون خود انسانها، و سنگها، شعلهور مىشود و با توجه به اين حقيقت كه امروز ثابت شده همۀ اجسام جهان در درون خود، آتشى عظيم نهفته دارند (يا به تعبير ديگر انرژيهايى كه قابل تبديل به آتشند) درك اين معنى مشكل نيست و لزومى ندارد كه آن آتش سوزان را شبيه آتشهاى معمولى اين جهان بدانيم.
در سورۀ همزه آيۀ ٦ و ٧ مىخوانيم:
نٰارُ اَللّٰهِ اَلْمُوقَدَةُ اَلَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى اَلْأَفْئِدَةِ.«آتش سوزان پروردگار كه از درون دلها سرچشمه مىگيرد و بر قلبها سايه مىافكند، و از درون به برون سرايت مىكند» (به عكس آتشهاى اين جهان كه از بيرون به درون مىرسد!). (ج ١٢٧/١، ج ٢٨٧/٢٤.)
حِجٰارَةً مِنْ طِينٍ:(ذاريات/ ٣٣.)[*]
به معنى «سنگى از گل» است همان چيزى كه در آيۀ ٨٢ سورۀ هود به جاى آن «سجّيل» آمده است و «سجّيل» در اصل يك واژۀ فارسى است كه از «سنگ» و «گل» گرفته شده و در لسان عرب به صورت «سجّيل» در آمده، بنابراين چيزى است كه نه مانند سنگ، سخت است و نه مانند گل سست، و در مجموع شايد اشاره به اين معنى است كه براى نابود كردن قوم مجرم «لوط» حتى نيازى به نازل كردن صخرههاى عظيم از آسمان نبود، بلكه بارانى از ريگهاى كوچك و نهچندان محكم و مانند دانههاى باران بر آنها فروباريد . (ج ٣٥٥/٢٢.)
ح ج ز
حاجز: (نمل/ ٦١.)[**]
از مادّۀ «حجز» به معنى «مانع و حايل بين دو چيز» است كه آنها را از هم دور
[*]لِنُرْسِلَ عَلَيْهِمْ حِجٰارَةً مِنْ طِينٍ.«تا بارانى از «- سنگگل» بر آنها بفرستيم» ذاريات/ ٣٣.
[**]... وَ جَعَلَ بَيْنَ اَلْبَحْرَيْنِ حٰاجِزاً...«... و ميان دو دريا (از آب شيرين و شور) مانعى قرار داد (كه