شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٣١٠ - ثاقب (طارق/ ٣)
مطلب است:
ممكن است اشاره به حالات مختلف آن مار باشد كه در آغاز «عصا» به صورت مار كوچك و باريكى در مىآمد و تدريجا بزرگ مىشد و مبدل به اژدهايى مىگشت.
و يا اين كه هريك از اين لغات سهگانه به يكى از خصايص آن مار اشاره مىكند «ثعبان» اشاره به عظمت آن، و «جانّ» اشاره به سرعت و چابكى، و «حيّة» اشاره به زنده بودن آن دارد[**]. (ج ٢١٦/١٥.)
ث ق ب
ثاقب: (طارق/ ٣)[*]
به معنى «نافذ و سوراخكننده» است و در اصل از مادّۀ «ثقب» (سوراخ كردن) گرفته شده است.
در بعضى از روايات«اَلنَّجْمُ اَلثّٰاقِبُ»به ستارۀ «زحل» تفسير شده است كه از سيّارات منظومۀ شمسى و بسيار پرفروغ و نورانى است.
اين معنى از حديثى كه از امام صادق (ع) نقل شده استفاده مىشود، در آنجا كه منجمى از آن حضرت سؤال كرد كه منظور از «ثاقب» در كلام خدا«اَلنَّجْمُ اَلثّٰاقِبُ»چيست؟ فرمود: ستارۀ «زحل» است كه طلوعش در آسمان هفتمين است و نورش آسمانها را مىشكافد و به آسمان پايين مىرسد، لذا خداوند آن را «نجم ثاقب» ناميده است[١].
اين ستاره ويژگيهايى دارد كه آن را شايستۀ سوگند مىكند، از يكسو دورترين ستارگان قابل مشاهدۀ منظومۀ شمسى است و بههمينجهت در ادبيات عرب هر چيز بلند را بدان مثال مىزنند و گاه آن را «شيخ النّجوم» گفتهاند[٢](در مورد «ثاقب» و «شهاب ثاقب» رجوع شود به جلد نوزدهم، صفحه نوزده، تفسير نمونه). (ج ٣٦٠/٢٦-٣٦١.)
(**)براى اطلاع بيشتر در معناى واژۀ «ثعبان» به تفسير نمونه جلد ٦، صفحه ٢٨٣ ذيل آيۀ ١٠٧ سورۀ اعراف رجوع شود.
[*]اَلنَّجْمُ اَلثّٰاقِبُ.«همان ستارۀ درخشان و شكافندۀ تاريكها» طارق/ ٣.
[١] نور الثّقلين، ج ٥٥٠/٥ (حديث ٤).
[٢] دائرةالمعارف دهخدا، مادۀ «زحل».