شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٧١٢ - خالِدين (هود/ ١٠٧ )
«از شما هركه سخن پنهانى گويد يا آن را آشكار سازد و هركه به شب نهان باشد يا به روز رهرو شود [در علم خدا] بىتفاوت است».
سخن از علم وسيع پروردگار و آگاهى او بر همه چيز است، همان علمى كه سرچشمه نظام آفرينش و شگفتيهاى خلقت و دلايل توحيد است، همان علمى كه پايه معاد و دادگاه بزرگ قيامت است، در اين آيه روى علم به اعمال بندگان تكيه شده است و ناگفته پيداست براى كسى كه در همه جا حضور دارد، نور و ظلمت، تاريكى و روشنى، غيب و شهود مفهومى ندارد، او به طور يكسان از همه اينها آگاه و با خبر است. (ج ١٣٦/١٠.)
خلد
أخْلَدَ: (اعراف/ ١٧٦.)[*]
از «اخلاد» و در اصل از مادّۀ «خلد» و «خلود» به معنى «سكونت دائمى در يك جا اختيار كردن» است (واسطى در كتاب «ارشاد» مىگويد: اخلد الى الارض به زبان عبرى به معناى: در زمين سكنا گزيدن است).
آيۀ مورد بحث مىگويد:
«و اگر مىخواستيم (مقام) او را (به قول مفسران، يعنى بلعم باعورا را)[**]با اين آيات (و علوم و دانشها) بالا مىبرديم، ولى او به پستى گراييد و از هواى نفس خويش پيروى كرد...»وَ لٰكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى اَلْأَرْضِ وَ اِتَّبَعَ هَوٰاهُ.
به عبارت ديگر، جملۀ:«أَخْلَدَ إِلَى اَلْأَرْضِ»يعنى براى هميشه به زمين چسبيد كه در آيه، كنايه از جهان ماده و زرق و برق و لذات نامشروع زندگى مادى است. (ج ١٣/٧.)
خالِدين: (هود/ ١٠٧.)[***]
اسم فاعل، جمع «خالد» از مادّه «خلد» و «خلود» و در اصل لغت به معنى «بقاى
[*]وَ لَوْ شِئْنٰا لَرَفَعْنٰاهُ بِهٰا وَ لٰكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى اَلْأَرْضِ وَ اِتَّبَعَ هَوٰاهُ...اعراف/ ١٧٦.
[**] آيه، ناظر بر احوال «بلعم باعورا» دانشمند دنياپرست و منحرف است كه ما شرح حال مختصر وى را تحت همين عنوان اخير، در مادّه «بلعم» نگاشتهايم.
[***]خٰالِدِينَ فِيهٰا مٰا دٰامَتِ اَلسَّمٰاوٰاتُ وَ اَلْأَرْضُ...«جاودانه در آن (آتش) خواهندماند تا آسمانها و