شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٢٥ - اب
يابند و از بيراهه بازگردند؟! ناگفته پيداست منظور از «نظر» در جملۀ«أَ فَلاٰ يَنْظُرُونَ»(آيۀ مورد بحث) نگاه كردن عادى نيست، بلكه نگاهى است توأم با تفكر و انديشه و دقت. (ج ٤٢٧/٢٦ تا ٤٢٩).
ابابيل: (فيل/ ٣.)[*]
واژۀ «ابابيل» در داستان اصحاب فيل[١]و هلاكت آنها بهوسيلۀ نوعى از پرندگان آمده است و به خلاف آنچه بر زبانها مشهور است نام آن پرنده نبود، بلكه معنى وصفى دارد.
بعضى آن را به معنى «جماعات متفرقه» دانستهاند، به اين معنى كه پرندگان مزبور «گروه گروه» از هر طرف بهسوى لشكر فيل آمدند.
اين كلمه معنى جمعى دارد كه بعضى مفرد آن را «ابابله» به معنى گروهى از پرندگان يا اسبها و شتران دانستهاند و بعضى مىگويند جمعى است كه مفرد از جنس خود ندارد.
كلمۀ «طير» در آيۀ مورد بحث (فيل/ ٣) معنى جمعى دارد و اين دو واژۀ «طير» و «ابابيل» مجموعاً به معنى پرندگان گروه گروه است (نه اين كه ابابيل نام آن پرندگان باشد).
در اين كه اين پرنده چه پرندهاى بوده است؟ مشهور اين است پرندگانى شبيه به پرستو و چلچله بودند كه از طريق درياى احمر برخاستند و به سراغ لشكر فيل آمدند. (ج ٣٣٦/٢٧ - ٣٣٧.)
ا ب و
اب
در لغت عرب گاهى به عمو «اب» گفته مىشود و در آيات قرآن كلمۀ «اب» در مورد
[*]وَ أَرْسَلَ عَلَيْهِمْ طَيْراً أَبٰابِيلَ.«و بر سر آنها پرندگانى را گروه گروه فرستاد» فيل/ ٣.
[١] تعبير به «اصحاب الفيل» (لشكر ابرهه كه به قصد نابودى كعبه آمده بودند) به خاطر چند فيلى است كه آنها با خود از يمن آورده بودند تا مخالفان را مرعوب سازند و شترها و اسبها از مشاهدۀ آنها رم كنند و در ميدان جنگ نمانند، كلمۀ «فيل» (سورۀ فيل آيۀ ١.) گرچه به صورت مفرد آمده است، ولى معنى جنس و جمع دارد.