شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٤٢٥ - جياد (ص/ ٣١ )
تا قرن پنجم ارامنه در ارمنستان كوهى به نام جودى نمىشناختند و از آن قرن شايد براثر اشتباه مترجمان تورات كه كوه «اكراد» را كوه آرارات ترجمه كردهاند براى علماى ارمنى چنين تصورى پيدا شده است.
شايد مجوز اين تصور آن بوده است كه آشوريان بر كوههاى شمال و جنوب درياچۀ «وان» نام آرارات يا آرارتو، مىدادهاند. مىگويند كه حضرت نوح بر فراز كوه جودى پس از فرونشستن طوفان، مسجدى ساخت و ارامنه هم مىگويند كه در پاى كوه جودى قريۀ «ثمانين» يا «ثمان» نخستين محلى بوده كه همراهان نوح بدان فرود آمدهاند[١]». (ج ١١١/٩ تا ١١٣.)
جياد: (ص/ ٣١.)[*]
جمع «جواد» به معنى «اسبهاى سريع السير و تندرو» است و در اصل از مادّۀ «جود» (بخشش) گرفته شده، منتها «جود» در انسان از طريق بخشيدن مال است و در اسب از طريق سرعت سير.
آيۀ مورد بحث بخشى از داستان اسبهاى سليمان (ع) را بازگو مىكند و مىگويد:
«به خاطر بياور هنگامى را كه عصرگاهان اسبان چابك و تندرو را بر او (سليمان) عرضه داشتند» از اين آيه و از مجموع قرائنى كه در اطراف آن وجود دارد چنين بر مىآيد كه روزى به هنگام عصر، سليمان (ع) از اسبان تيزرو و چابك خود كه براى ميدان جهاد آماده كرده بود سان مىديد، و مأموران با اسبهاى مزبور از جلو او رژه مىرفتند و ازآنجا كه يك پادشاه عادل و صاحب نفوذ بايد ارتشى نيرومند داشته باشد و يكى از وسايل مهم ارتش، مركبهاى تندروست، اين توصيف در قرآن به عنوان يك نمونه از كار او بازگو شده است. (ج ٢٧٢/١٩.)
[١]خزائلى، اعلام قرآن، ص ٢٨١.
[*]إِذْ عُرِضَ عَلَيْهِ بِالْعَشِيِّ اَلصّٰافِنٰاتُ اَلْجِيٰادُ.ص/ ٣١.