شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٢١٧ - بَعُوضَة (بقره/ ٢٦ )
هرگز شرم نمىكند» چرا كه مثال بايد موافق مقصود باشد، و به تعبير ديگر، مثال وسيلهاى است براى تجسم حقيقت، گاهى كه گوينده در مقام تحقير و بيان ضعف مدعيان است بلاغت سخن ايجاب مىكند كه براى نشان دادن ضعف آنها، موجود ضعيفى را براى مثال انتخاب كند.
مثلا در آيۀ ٧٣ سورۀ حج مىخوانيم:
«آنها كه مورد پرستش شما هستند هرگز نمىتوانند «مگسى» بيافرينند اگرچه دست به دست هم بدهند، حتّى اگر مگس چيزى از آنها بر بايد آنها قدرت پس گرفتن آن را ندارند، هم طلبكننده ضعيف است و هم طلب شونده».
ملاحظه مىكنيد در اين جا هيچ مثالى بهتر از مگس يا مانند آن نيست تا ضعف و ناتوانى آنها را مجسم كند.
و نيز در سورۀ عنكبوت آيۀ ٤١ وقتى كه مىخواهد ناتوانى بتپرستان را در تكيهگاههايى كه براى خود انتخاب كردهاند مجسم سازد آنها را تشبيه به عنكبوتى مىكند كه آن لانۀ سست را براى خود انتخاب كرده است كه سستترين خانهها در جهان، خانۀ عنكبوت است.
مسلما اگر در اين گونه موارد به جاى اين مثالهاى كوچك، مثالهاى بزرگى از آفرينش كواكب و آسمانهاى پهناور قرار داده شود، بسيار نامناسب خواهد بود و هرگز با اصول فصاحت و بلاغت سازگار نيست.
اينجاست كه خداوند مىفرمايد: ما ابا نداريم از اين كه مثال به پشه بزنيم و يا بالاتر از آن، تا حقايق عقلانى را در لباس مثالهاى حسى بريزيم و در اختيار بندگان قرار دهيم.
خلاصه اين كه هدف رساندن مطلب است، مثالها نيز بايد قبايى باشد درست متناسب قامت مطالب.
در اين كه منظور از «فما فوقها» (پشه يا بالاتر از آن) چيست؟ مفسران دو گونه تفسير كردهاند:
گروهى گفتهاند: منظور «بالاتر از آن در كوچكى» است، زيرا مقام، مقام بيان كوچكى مثال است و برترى نيز از اين نظر مىباشد، اين درست به آن مىماند كه گاه به كسى بگوييم تو چرا براى يك تومان اينهمه زحمت مىكشى، شرم نمىكنى؟! او مىگويد شرمى ندارد من براى بالاتر از آن هم زحمت مىكشم، حتى براى يك ريال!