شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ١٦٤ - (كهف/ ٦٠ )
آن مجتمع باشد و معمولا به درياها و گاهى به نهرهاى عظيم نيز گفته مىشود.
«بر»: به معنى مكان وسيع است و معمولا به خشكيها گفته مىشود. در هر حال آگاهى خدا از آنچه در خشكيها و درياهاست، به معنى احاطۀ علم او بر همه چيز است. و توجّه به وسعت معنى (آيۀ ٥٩ سورۀ انعام)، «آنچه در خشكيها و درياهاست خدا مىداند» در حقيقت روشنگر گوشهاى از علم وسيع اوست. (ج ٢٦٩/٥.)بَحِيرَةٍ:(آيۀ ١٠٣ سورۀ مائده)[*]به حيوانى مىگفتند كه پنج بار زاييده بود و پنجمين آنها ماده - و به روايتى نر - بود، گوش چنين حيوانى را شكاف وسيعى مىدادند و آن را به حال خود آزاد مىگذاشتند و از كشتن آن صرف نظر مىكردند.
واژۀ «بحيره» از ماده «بحر» به معنى وسعت و گسترش است و اين كه عرب دريا را بحر مىگويد به خاطر وسعت آن است و اين كه بحيره را به اين نام مىناميدند به خاطر شكاف وسيعى بود كه در گوش حيوان ايجاد مىكردند.[**]. (ج ١٠٣/٥.)
مَجْمَعَ اَلْبَحْرَيْنِ:(كهف/ ٦٠.)[***]
«مجمع البحرين» به معنى محل پيوند دو درياست، در اين كه اشاره به كدام دو درياست ميان مفسران گفتگوست و روىهمرفته سه عقيده معروف در اين جا وجود دارد.
١) منظور محل اتصال خليج «عقبه» با خليج «سوئز» است (مىدانيم درياى احمر در شمال دو پيشرفتگى: يكى بهسوى شمال شرقى و ديگرى بهسوى شمال غربى دارد كه اولى خليج عقبه را تشكيل مىدهد و دومى خليج سوئز را، و اين دو خليج در قسمت جنوبى
[*]مٰا جَعَلَ اَللّٰهُ مِنْ بَحِيرَةٍ وَ لاٰ سٰائِبَةٍ وَ لاٰ وَصِيلَةٍ وَ لاٰ حٰامٍ...«خداوند هيچگونه «بحيره» و «سائبه» و «وصيله» و «حام» قرار نداده است» مائده/ ١٠٣. (اشاره به چهار نوع از حيوانات اهلى كه در زمان جاهليت استفاده از آنها را ممنوع مىدانستند و اين بدعت در اسلام ممنوع شد).
(**) در جلد ٨ تفسير نمونه، صفحه ٣٢٥ شرح كوتاهى دربارۀ اين نوع حيوانات نوشته شده است.
[***]وَ إِذْ قٰالَ مُوسىٰ لِفَتٰاهُ لاٰ أَبْرَحُ حَتّٰى أَبْلُغَ مَجْمَعَ اَلْبَحْرَيْنِ أَوْ أَمْضِيَ حُقُباً.«به خاطر بياور هنگامى كه موسى به دوست خود گفت: من دست از طلب بر نمىدارم تا به محل تلاقى دو دريا برسم، هرچند مدت طولانى به راه خود ادامه دهم» كهف/ ٦٠.