شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٧٤٦ - منخنقة (مائده/ ٣ )
خلاصه هم خودشان مخفى هستند و هم برنامههايشان پنهان است و اين هشدارى است به همۀ رهروان راه حق كه منتظر نباشند شياطين را در چهره و قيافۀ اصلى ببينند، يا برنامههايشان را در شكل انحرافى مشاهده كنند، هرگز چنين نيست، آنها وسواس خنّاسند و كارشان حقه و دروغ و نيرنگ و رياكارى و ظاهرسازى و مخفى كردن حق.
اگر آنها در «چهرۀ اصلى» ظاهر شوند، اگر آنها «باطل» را با «حق» نياميزند، و اگر آنها «صريح و صاف» سخن بگويند به گفته على (ع) لم يخف على المرتادين: «مطلب بر پويندگان راه خدا مخفى نمىشود!».
آنها هميشه قسمتى از «اين» مىگيرند و قسمتى از «آن» و به هم مىآميزند تا بر مردم مسلط شوند، چنان كه امير مؤمنان (ع) در ادامه همين سخن مىفرمايد: فهنالك يستولى الشّيطان على اوليائه[١]. (ج ٤٧٣/٢٧.)
خنس: (تكوير/ ١٥.)[*]
جمع «خانس» از مادّۀ «خنس» (بر وزن شمس) در اصل به معنى «انقباض و بازگشت و پنهان شدن» است، و شيطان را ازاينجهت «خنّاس» مىگويند كه خود را مخفى مىكند و هنگامى كه نام خدا برده شود منقبض مىشود همان گونه كه در حديث آمده است الشّيطان يوسوس الى العبد فاذا ذكر اللّه خنّس. «شيطان پيوسته بندگان خدا را وسوسه مىكند و هنگامى كه خدا را ياد كنند بر مىگردد (بازگشت مىكند)[٢]» در آيۀ مورد بحث آمده است: «سوگند به ستارگانى كه بر مىگردند»فَلاٰ أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِتكوير/ ١٥.
(ج ١٨٩/٢٦.)
خنق
منخنقة: (مائده/ ٣.)[**]
(١)نهج البلاغه، خطبه ٥٠.
[*]فَلاٰ أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ. تكوير/ ١٥.
[٢] لسان العرب، مادّه «خنس».
[**]حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ اَلْمَيْتَةُ وَ اَلدَّمُ وَ لَحْمُ اَلْخِنْزِيرِ وَ مٰا أُهِلَّ لِغَيْرِ اَللّٰهِ بِهِ وَ اَلْمُنْخَنِقَةُ...«گوشت مردار و