شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٦٨٩ - مَخضُود (واقعه/ ٢٨ )
خضد
مَخضُود: (واقعه/ ٢٨.)[*]
از مادّۀ «خضد» (بر وزن مجد) به معنى «بريدن و گرفتن خار» است.
آيۀ مورد بحث دربارۀ مواهب و نعمتهاى «اصحاب يمين» سخن مىگويد همان جمعيت سعادتمندى كه نامۀ اعمالشان به علامت پيروزى در امتحانات الهى به دست راستشان داده مىشود، آيه مىفرمايد:
«آنها در سايۀ درخت سدر بىخار قرار خواهند گرفت»(فِي سِدْرٍ مَخْضُودٍ)[**].
در حقيقت اين رساترين توصيفى است كه براى درختان بهشتى در قالب الفاظ دنيوى ما امكانپذير است، زيرا «سدر» به گفته بعضى از ارباب لغت درختى است تناور كه بلنديش گاهى تا چهل متر مىرسد و مىگويند تا دو هزار سال عمر مىكند (و سايۀ بسيار سنگين و لطيفى دارد) تنها عيب اين درخت اين است كه خاردار است، ولى با توصيف به «مخضود» (كه ماده و معناى آن در بالا ذكر شد) اين مشكل نيز در درختان سدر بهشتى حل شده است.
در حديثى آمده است كه هرگاه بعضى از لغات قرآن براى ياران پيامبر (ص) مشكل مىشد مىگفتند خداوند به بركت عربهاى باديهنشين و سؤالات آنها ما را بهرهمند مىكند، از جمله اين كه عربى باديهنشين روزى خدمت پيامبر (ص) آمد، عرض كرد اى رسول خدا! خداوند متعال در قرآن نام از درخت موذى و آزاردهندهاى برده است و من فكر نمىكردم در بهشت چنين درختى باشد! فرمود: كدام درخت؟ عرض كرد: درخت سدر، زيرا داراى خار است. پيامبر (ص) فرمود: مگر خداوند نمىفرمايد:«فِي سِدْرٍ مَخْضُودٍ»مفهومش اين است كه خارهاى آن را قطع كرده است و به جاى هر خار، ميوهاى قرار داده كه هر ميوهاى هفتاد و دو رنگ مادّۀ غذايى دارد كه هيچيك شباهتى به ديگرى ندارد[١]. (ج ٢٢٠/٢٣.)
[*]فِي سِدْرٍ مَخْضُودٍ.واقعه/ ٢٨.
[**] جار و مجرور متعلق به عامل مقدرى است و مجموعا خبر مبتداى محذوفى است و در تقدير چنين است: «هم فى سدر مخضود».
[١] روح المعانى، ج ١٢٠/٢٧ - در المنثور، ج ١٥٦/٦.