شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٦٦٧ - اَخْدان (نساء/ ٢٥ )
به طريقى كه انسان مطّلع نشود»[*].
آيۀ مورد بحث يكى ديگر از صفات منافقان را بيان مىدارد و مىگويد:
«منافقان مىخواهند خدا را فريب دهند، در حالى كه او آنها را فريب مىدهد...»(وَ هُوَ خٰادِعُهُمْ).
با توجه به آيه ملاحظه مىشود كه منافقان براى رسيدن به اهداف شوم خود از راه «خدعه» و نيرنگ وارد مىشوند و حتى مىخواهند «به خدا خدعه و نيرنگ زنند، در حالى كه در همان لحظات كه در صدد چنين كارى هستند در يك نوع خدعه واقع شدهاند، زيرا براى به دست آوردن سرمايههاى ناچيزى، سرمايههاى بزرگ وجود خود را از دست مىدهند».
تفسير فوق از واو«وَ هُوَ خٰادِعُهُمْ»كه واو حاليه است استفاده مىشود و اين درست شبيه داستان معروفى است كه از بعضى بزرگان نقل شده است كه به جمعى از پيشهوران مىگفت: از اين بترسيد كه مسافران غريب بر سر شما كلاه بگذارند، كسى گفت اتفاقا آنها افراد بىخبر و سادهدلى هستند ما بر سر آنها مىتوانيم كلاه بگذاريم، مرد بزرگ گفت:
منظور من هم همان است، شما سرمايۀ ناچيزى از اين راه فراهم مىسازيد و سرمايۀ بزرگ ايمان را از دست مىدهيد! (ج ١٧٧/٤.)
خدن
اَخْدان: (نساء/ ٢٥.)[**]
جمع «خدن» (بر وزن اذن) در اصل به معنى «دوست و رفيق» است، امّا معمولا به افرادى گفته مىشود كه با جنس مخالف خود ارتباط نامشروع و پنهانى برقرار مىسازند، بنابراين «خدن» به دوست و رفيق پنهانى گفته مىشود و نيز بايد توجه داشت كه «خدن»،
[*]فرهنگ بزرگ جامع نوين، ماده «خدع».
[**]... فَانْكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ وَ آتُوهُنَّبِالْمَعْرُوفِ مُحْصَنٰاتٍ غَيْرَ مُسٰافِحٰاتٍ وَ لاٰ مُتَّخِذٰاتِ أَخْدٰانٍ...«... پس با كنيزكان مؤمنه با اذن مالكش (بىهيچ كبر و نخوت) ازدواج كنيد و مهر آنها بدانچه معين شده بدهيد كنيزكانى كه عفيف (و پاكدامن) باشند، نه زناكار و نه رفيق و دوست پنهانى گرفته باشند...» نساء/ ٢٥.