شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٣٥١ - (جن/ ٣ )
گاهى به شدت غضب نيز «جحيم» گفته شده است (توجه داشته باشيد كه «جحيم» در لغت به معنى آتشهايى است كه روى هم متراكم شده است). (ج ١٣٦/١٤، ٣٠٤/٤، ج ٣٣/١٩ و ١٠٢، ج ٢٣٣/٢٦.)
ج د ث
أجداث: (يس/ ٥١.)[*]
جمع «جدث» (بر وزن قفس) به معنى «قبر» است، اين تعبير در آيۀ مورد بحث به خوبى نشان مىدهد كه معاد علاوه بر جنبۀ روحانى جنبۀ جسمانى نيز دارد، و از همان مواد قبلى جسم جديد ساخته و پرداخته مىشود. (ج ٤١٠/١٨ و ج ٤٨/٢٥.)
ج د د
جَدُّ:(جن/ ٣.)[**]
در لغت معانى زيادى دارد از جمله به معنى: «عظمت»، «شدت»، «جديت»، «بهره و نصيب»، «نوشيدن» و مانند آن مىباشد، ولى ريشه اصلى آن، به طورى كه «راغب» در «مفردات» آورده، به معنى «قطع» است، و ازآنجا كه هر وجود با عظمتى از موجودات ديگر جدا مىشود، اين واژه به معنى «عظمت» آمده است.
همچنين در مورد ساير معانى آن همين تناسب را مىتوان در نظر گرفت، و اگر به پدر بزرگ «جدّ» گفته مىشود آن هم بهواسطه بزرگى مقام يا سنّ اوست.
جمعى از مفسران براى «جد» در اين جا معانى محدودترى ذكر كردهاند بعضى آن را به معنى «صفات»، و بعضى به معنى «قدرت» و بعضى به معنى «ملك و حكومت» و بعضى به معنى «نعمت» و بعضى به معنى «نام» تفسير كردهاند كه همه اينها در معنى
[*]وَ نُفِخَ فِي اَلصُّورِ فَإِذٰا هُمْ مِنَ اَلْأَجْدٰاثِ إِلىٰ رَبِّهِمْ يَنْسِلُونَ.«(بار ديگر) در صور دميده مىشود ناگهان آنها از قبرها شتابان بهسوى (دادگاه) پروردگارشان مىروند» يس/ ٥١.
[**]وَ أَنَّهُ تَعٰالىٰ جَدُّ رَبِّنٰا مَا اِتَّخَذَ صٰاحِبَةً وَ لاٰ وَلَداً.«و اين كه بلند است مقام با عظمت پروردگار ما، و او هرگز براى خود همسر و فرزندى انتخاب نكرده است» جن/ ٣.