شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ١١٧ - انسان در قرآن كريم (يونس/ ١٢ )
«الفت و محبت» (خلاف تنفر و بىمحبتى) است و «انسىّ» منسوب به «انس» است و جمع إنس «اناسىّ» است.[**]. اين واژه در جايى به كار مىرود كه انس و محبت در آن زياد باشد و به هر چيزى كه مورد محبّت قرار گيرد نيز «إنسىّ» گفته مىشود و به همين مناسبت حيوانى كه در پى صاحبش مىدود «إنسىّ» اطلاق شده است و بالاخره به هر چيزى كه بهسوى انسان مىآيد و از جانب ديگر دور مىشود، آن را «إنسى» مىگويند.
به «نفس» هم «ابن إنْسك» گفتهاند، چرا كه نفس هركس مورد محبّت اوست و گويى براى او فرزندى است كه به او دلبسته است. (راغب «مفردات»، مادّۀ «انس»)
انسان در قرآن كريم (يونس/ ١٢.)[***]
اطلاق نام «انسان» به خاطر اين است كه او نسبت به چيزهايى كه با او پيوسته و همراه است، الفت و «انس» مىگيرد و از نظر لفظى گفتهاند كه در اصل «انسيان» (بر وزن افعلال) است[****]و بعضى مىگويند از «نسيان» كه در اصل همان «إنسيان» بوده، گرفته شده است و همزهاش حذف شده، همچنان كه در تصغير به اصل خود بر مىگردد و «أنيسيان».
گفته مىشود[*****]و امّا در قرآن مجيد دربارۀ «انسان» تعبيرات مختلفى آمده است. در آيات زيادى از او به «بشر» تعبير شده و در آيات فراوانى به «انسان» و در آياتى نيز به عنوان «بنى آدم» و عجيب اين كه در بسيارى از آياتى كه از او به انسان تعبير شده، صفات
(ذاريات/٥٦.
[**] بعضى گفتهاند: «اناسى» جمع «إنسىّ» است چون كرسى و كراسى يا جمع «إنسان» و اگر جمع انسان باشد اصلش «أناسين» است چون سرحان و سراحين كه نون آخر آن تبديل به ياء شده و بعد بهواسطۀ اجتماع مثلين ادغام احد ياءين به ديگرى شده است (در لفظ انسان، معنى خو گرفتن نيز نهفته است) «مجمع البيان و تاج العروس».
[***]وَ إِذٰا مَسَّ اَلْإِنْسٰانَ اَلضُّرُّ دَعٰانٰا لِجَنْبِهِ أَوْ قٰاعِداً أَوْ قٰائِماً...«و هنگامى كه به انسان زيان (و ناراحتى) برسد ما را (در همه حال) در حالى كه به پهلو خوابيده، يا نشسته، يا ايستاده است مىخواند...» يونس/ ١٢.
[****] راغب، مفردات، ماده «انس».
[*****] معيار اللّغة، به نقل از تبيين اللغات لتبيان الآيات.