شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٧٢٧ - خَليفة (بقره/ ٣٠ )
مفسران احتمالات گوناگونى دادهاند.
بعضى گفتهاند منظور جانشين فرشتگانى است كه قبلا در زمين زندگى مىكردند.
و بعضى گفتهاند منظور جانشين انسانهاى ديگر يا موجودات ديگرى است كه قبلا در زمين مىزيستهاند.
بعضى آن را اشاره به جانشين بودن نسلهاى انسان از يكديگر دانستهاند.
ولى انصاف اين است كه منظور، همان گونه كه بسيارى از محققان پذيرفتهاند، خلافت الهى و نمايندگى خدا در زمين بوده باشد، زيرا سؤالى كه بعد از اين فرشتگان مىكنند و مىگويند نسل آدم ممكن است مبدأ فساد و خونريزى شود و ما تسبيح و تقديس تو مىكنيم متناسب همين معنى است، چرا كه نمايندگى خدا در زمين با اين كارها سازگار نيست.
در آيۀ ٢٦ سورۀ ص[*]به دنبال داستان «داود» و به عنوان آخرين سخن، وى را مخاطب ساخته و ضمن بيان مقام والاى او وظايف و مسئوليتهاى سنگين وى را با لحنى قاطع و تعبيراتى پرمعنا شرح داده، مىفرمايد:
«اى داود ما تو را خليفه (و نمايندۀ خود) در زمين قرار داديم، لذا در ميان مردم به حق حكم كن و از هواى نفس پيروى منما كه تو را از راه خدا منحرف مىسازد...» محتواى اين آيه كه از مقام والاى داود و وظيفۀ مهم او سخن مىگويد نشان مىدهد كه افسانههاى دروغينى كه دربارۀ ازدواج او با همسر «اوريا» به هم بافتهاند تا چه اندازه بىپايه است[**].
چگونه ممكن است خداوند به كسى كه نسبت به نواميس مؤمنان و ياران خود چشم خيانت دوخته و دستش به خون بىگناهان آلوده است خلافت روى زمين دهد و مقام قضاوت را به طور مطلق به او بسپارد؟!.
اين آيه از جملاتى تشكيل يافته كه هركدام حقيقتى را دنبال مىكند و در نخستين جمله به مقام خلافت داود در زمين اشاره مىكند و آن اين كه آيا منظور جانشينى انبياى
[*]يٰا دٰاوُدُ إِنّٰا جَعَلْنٰاكَ خَلِيفَةً فِي اَلْأَرْضِ فَاحْكُمْ بَيْنَ اَلنّٰاسِ بِالْحَقِّ وَ لاٰ تَتَّبِعِ اَلْهَوىٰ فَيُضِلَّكَ عَنْ سَبِيلِ اَللّٰهِ...ص ٢٦.
[**] در ردّ اين گونه نسبتهاى ناروا به مقام والاى داود عليه السّلام رجوع فرماييد به تفسير الميزان، تبيان و نيز حياة القلوب مرحوم مجلسى، ذيل آيه.