شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٢٣٣ - بَكَتْ (دخان/ ٢٩ )
نكرده است، راوى مىگويد: سؤال كردم گريۀ آسمان چه بود؟ فرمود: به هنگام طلوع و غروب، سرخى مخصوصى در آسمان ظاهر مىشد[١]».
اما در حديثى كه از پيامبر (ص) نقل شده مىخوانيم:
«هيچ مؤمنى نيست مگر اين كه درى در آسمان دارد كه عملش از آن بالا مىرود، و درى كه روزىاش از آن نازل مىشود، هنگامى كه مىميرد اين دو در بر او گريه مىكنند![٢]» در ميان اين روايات منافاتى نيست، زيرا در مورد شهادت امام حسين (ع) و يحيى بن زكريا (ع) مسئله جنبۀ عمومى در تمام آسمان داشته، و آنچه در روايات اخير ذكر شد جنبۀ موضعى دارد[٣].
به هر حال ميان اين تفسيرها تضادى نيست و مىتواند همه در مفهوم آيه جمع باشد.
آرى براى مرگ «تبهكاران» «نه چشم فلك گريان، و نى خاطر خورشيد پژمان» گشت، آنها موجودات خبيثى بودند كه گويى هيچ ارتباطى با عالم هستى و جهان بشريت نداشتهاند، هنگامى كه اين بيگانگان از عالم طرد شدند كسى جاى خالى آنها را احساس نكرد، نه در صحنۀ زمين، نه بر پهنۀ آسمان و نه در اعماق قلوب انسانها، و به همين دليل هيچكس قطرۀ اشكى بر مرگ آنها فرونريخت.
سخن را در اين آيات با نقل روايتى از امير مؤمنان على (ع) پايان مىدهيم:
در روايتى آمده است هنگامى كه امير مؤمنان (ع) بر مداين گذشت و آثار كسرى (انوشيروان و شاهان ساسانى) را مشاهده كرد كه نزديك به فروريختن است يكى از كسانى كه در خدمتش بود اين شعر را به عنوان عبرت قرائت كرد:
جرت الرّياح على رسوم ديارهم * فكأنّهم كانوا على ميعاد! «بادها بر آثار باقيماندۀ سرزمينشان وزيدن گرفت (و چيزى جز صداى باد در ميان قصر آنها به گوش نمىرسيد)، گويى آنها همگى وعدهگاهى داشتند و بهسوى وعدهگاهشان شتافتند!».
امير مؤمنان على (ع) فرمود: چرا اين آيه را نخواندى:
[١]مأخذ پيشين، در همان جا.
[٢] همان مأخذ.
[٣] در «در المنثور» نيز حديثى درزمينۀ جمع ميان اين روايات نقل شده است.