شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٣٦ - (انعام/ ٢ )
عبارت ديگر به معنى «مدت معين» است و «قضاء اجل» به معنى تعيين مدت و يا به آخر رساندن مدت است و اين كه به فرارسيدن مرگ، اجل مىگويند، به خاطر اين است كه آخرين لحظۀ عمر انسان در آن موقع است. (ج ١٤٨/٥، ج ٢٤٤/١٤.)أَجَلاً وَ أَجَلٌ مُسَمًّى:(در همان آيه: انعام/ ٢.) «اجل» به تنهايى به معنى «عمر و وقت و مدت غير حتمى» و «اجل مسمّى» به معنى «عمر و مدت حتمى» است و به عبارت ديگر: «اجل مسمّى» مرگ طبيعى، و «اجل»، مرگ زودرس است. با توجه به اين دو نوع اجل، بسيارى از مطالب روشن مىشود، از جمله اين كه در روايات مىخوانيم صله رحم عمر را زياد مىكند و يا قطع رحم عمر را كم مىكند (منظور از عمر و اجل در اين موارد اجل غير حتمى است) و يا اين كه در آيهاى مىخوانيم:
... فَإِذٰا جٰاءَ أَجَلُهُمْ لاٰ يَسْتَأْخِرُونَ سٰاعَةً وَ لاٰ يَسْتَقْدِمُونَ.«هنگامى كه اجل آنها فرارسد نه ساعتى به عقب مىافتد و نه جلو» اعراف/ ٣٤.
در اين جا منظور از اجل، همان مرگ حتمى است.
بنابراين، آيه مزبور تنها مربوط به موردى است كه انسان به عمر نهايى خود رسيده است و اما مرگهاى پيش رس را بههيچوجه شامل نمىشود. و در هر صورت بايد توجه داشت كه هر دو اجل از ناحيۀ خدا تعيين مىشود، يكى به طور مطلق و ديگرى به عنوان مشروط و يا معلق. (ج ١٤٩/٥-١٥٠).
بنابراين مىتوان گفت كه سرآمد و اجل معلق با دگرگونى شرايط، دگرگون مىشود، فى المثل انسانى دست به انتحار و خودكشى مىزند در حالى كه اگر اين گناه كبيره را انجام نمىداد سالها زنده مىماند و مسلماً اين امور براى همه قابل درك و تجربه است و احدى نمىتواند آن را انكار كند.
در زمينه حوادث ناخواسته نيز امورى وجود دارد كه مربوط به اجل معلق است و آن نيز قابل انكار نيست. بنابراين اگر در روايات فراوانى آمده است كه انفاق در راه خدا، يا صله رحم عمر را طولانى و بلاها را بر طرف مىكند در حقيقت ناظر به همين عوامل است.
و هرگاه ما اين دو نوع اجل و سرآمد عمر را از هم تفكيك نكنيم درك بسيارى از مسائل در موارد «قضا و قدر» و «تأثير جهاد و تلاش و كوشش در زندگى انسانها» لا ينحل خواهدماند. (ج ٢٠٩/١٨.)