شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٣٢٠ - تثليث بزرگترين انحراف مسيحيت
با كمى دقت روشن مىشود كه اين مثالها ارتباطى با مسئله مورد بحث ندارد، زيرا «جرم خورشيد» مسلما با «نور آن» دوتاست و «نور» كه امواج ما فوق قرمز است با «حرارت» كه امواج ما دون قرمز است از نظر علمى كاملا تفاوت دارند و اگر احيانا گفته شود اين سه چيز يك واحد شخصى هستند مسامحه و مجازى بيش نيست.
و از آن روشنتر مثال «جسم» و «آيينهها» است، زيرا عكسى كه در آيينه است چيزى جز انعكاس نور نيست، انعكاس نور مسلما غير از خود جسم است، بنابراين اتحاد حقيقى و شخصى در ميان آنها وجود ندارد و اين مطلبى است كه هركس فيزيك كلاسهاى اول دبيرستان را خوانده باشد مىداند.
در مثال مثلث نيز مطلب همينطور است: زواياى مثلث قطعا متعددند، و امتداد منصفالزاويهها و رسيدن به يك نقطه در داخل مثلث ربطى به زوايا ندارد.
شگفتانگيز اين كه بعضى از مسيحيان شرقى با الهام از «وحدت وجود صوفيه»[١]خواستهاند توحيد در تثليث را با منطق «وحدت وجود» تطبيق دهند، ولى ناگفته پيداست كه اگر كسى عقيدۀ نادرست و انحرافى وحدت وجود را بپذيرد بايد همۀ موجودات اين عالم را جزئى از ذات خدا بداند بلكه عين او تصور كند در اين موقع سهگانگى معنى ندارد، بلكه تمام موجودات از كوچك و بزرگ، جزء يا مظهرى براى او مىشوند، بنابراين تثليث مسيحيت هيچگونه ارتباطى با وحدت وجود نمىتواند داشته باشد اگرچه در جاى خود وحدت وجود صوفيه نيز ابطال شده است.
٦) گاهى بعضى از مسيحيان مىگويند اگر ما، مسيح (ع) را «ابن اللّه» مىگوييم درست مانند آن است كه شما به امام حسين (ع) «ثار اللّه و ابن ثاره» (خون خدا و فرزند خون خدا) مىگوييد و يا در پارهاى از روايات به على (ع) «يداللّه» اطلاق شده است.
ولى بايد گفت: اولا اين اشتباه بزرگى است كه بعضى «ثار» را معنى به «خون» گرفتهاند، زيرا «ثار» هيچگاه در لغت عرب به معنى «خون» نيامده است، بلكه به معنى «خونبها» است، (در لغت عرب به خون «دم» اطلاق مىشود) بنابراين «ثار اللّه» يعنى اى كسى كه خونبهاى تو متعلق به خداست و او خونبهاى تو را مىگيرد، يعنى تو متعلق به يك
[١]منظور از «وحدت وجود صوفيه» همان وحدت موجود است كه مىگويد هستى يك واحد بيش نيست كه در چهرههاى مختلف آشكار شده و آن واحد، خداست!