شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٣١٨ - تثليث بزرگترين انحراف مسيحيت
اقوام ديگر ازسوىديگر، در مسيحيت واقعى وارد شد، بعضى احتمال مىدهند كه اصولا «تثليث نصارى» از «ثالوث هندى» (سهگانهپرستى هندوها) گرفته شده است[١].
٢) تثليث مخصوصا به صورت «تثليث در وحدت» (سهگانگى در عين يگانگى) مطلبى است كاملا نامعقول و برخلاف بداهت عقل، و مىدانيم كه مذهب هرگز نمىتواند از عقل و علم جدا شود، علم حقيقى با مذهب حقيقى هميشه هماهنگ است و دوش بدوش يكديگر سير مىكنند، اين سخن كه مذهب را بايد تعبداً پذيرفت، سخن بسيار نادرستى است، زيرا اگر در قبول اصول يك مذهب، عقل كنار برود، و مسئله «تعبد كور و كر» پيش بيايد، هيچ تفاوتى ميان مذاهب باقى نخواهدماند، در اين موقع چه دليلى دارد كه انسان خداپرست باشد نه بتپرست! و چه دليلى دارد كه مسيحيان روى مذهب خود تبليغ كنند نه مذاهب ديگر؟! بنابراين امتيازاتى كه آنها براى مسيحيت فكر مىكنند و اصرار دارند مردم را بهسوى آن بكشانند خود دليلى است بر اين كه مذهب را بايد با منطق عقل شناخت و اين درست برخلاف ادعايى است كه آنها در مسئله تثليث دارند يعنى «مذهب» را از «عقل» جدا مىكنند.
به هر حال هيچ سخنى براى درهم كوبيدن بنيان مذهب بدتر از اين سخن نيست كه بگوييم مذهب جنبۀ عقلانى و منطقى ندارد بكله جنبۀ تعبدى دارد! ٣) دلايل متعددى كه در بحث توحيد براى يگانگى ذات خدا آورده شده است هرگونه دوگانگى و سهگانگى و تعدد را از او نفى مىكند، خداوند يك وجود بىنهايت از تمام جهات است، ازلى، ابدى و نامحدود از نظر علم و قدرت و توانايى است و مىدانيم كه در بىنهايت، تعدد و دوگانگى تصور نمىشود، زيرا اگر دو بىنهايت فرض كنيم هر دو متناهى و محدود مىشوند چون وجود اول فاقد قدرت و توانايى و هستى وجود دوم است و همچنين وجود دوم فاقد وجود اول و امتيازات اوست، بنابراين هم وجود اول محدود است و هم وجود دوم، به عبارت روشنتر اگر دو «بىنهايت» از تمام جهات فرض كنيم، حتما «بىنهايت اول» به مرز «بىنهايت دوم» كه مىرسد تمام مىشود، و بىنهايت دوم كه به مرز بىنهايت اول مىرسد، آن هم تمام مىشود، بنابراين هر دو محدود هستند و متناهى.
[١]رك: دائرةالمعارف قرن بيستم (فريد وجدى)، ماده ثالوث (خدايان سهگانه: «برهما»، «فيشنو» و «سيفا» بودند).