شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٣٢١ - تثليث بزرگترين انحراف مسيحيت
خانواده نيستى كه خونبهاى تو را رئيس خانواده بگيرد و نيز متعلق به يك قبيله نيستى كه خونبهاى تو را رئيس قبيله بگيرد تو متعلق به جهان انسانيت و بشريت مىباشى، تو متعلق به عالم هستى و ذات پاك خدايى، بنابراين خونبهاى تو را او بايد بگيرد و همچنين تو فرزند على بن ابى طالب هستى كه شهيد راه خدا بود و خونبهاى او را نيز خدا بايد بگيرد.
ثانيا اگر در عبارتى در مورد مردان خدا تعبير به «يداللّه» شود قطعا يك نوع تشبيه و كنايه و مجاز است، ولى آيا هيچ مسيحى واقعى حاضر است ابن اللّه بودن مسيح را يك نوع مجاز و كنايه بداند! مسلما چنين نيست، زيرا منابع اصيل مسيحيت اين را به عنوان «فرزند حقيقى» مىشمرند و مىگويند: اين صفت، مخصوص مسيح (ع) است نه غير او، و اين كه در بعضى از نوشتههاى سطحى تبليغاتى مسيحى ديده مىشود كه ابن اللّه را به صورت كنايه و تشبيه گرفتهاند بيشتر جنبۀ عوام فريبى دارد، براى روشن شدن اين مطلب، عبارت زير را كه نويسندۀ كتاب قاموس مقدس در واژۀ خدا آورده با دقت توجه كنيد: «و لفظ پسر خدا يكى از القاب منجى و فادى ماست كه بر شخص ديگر اطلاق نمىشود مگر در جايى كه از قرائن معلوم شود كه قصد از پسر حقيقى خدا نيست[١]» بنابراين با توجه به آيۀ ١٧٢ سورۀ نساء (كه در قبل به آن اشاره شد) مسلم است كسى كه خود (مسيح (ع)) عبادتكننده است معنى ندارد كه معبود باشد مگر ممكن است كسى خود را عبادت كند؟ يا اين كه عابد و معبود و بندۀ خدا يكى باشد؟! جالب اين كه در حديثى مىخوانيم كه امام على بن موسى الرضا (ع) براى محكوم ساختن مسيحيان منحرف كه مدعى الوهيت او بودند به «جاثليق» بزرگ مسيحيان فرمود:
عيسى (ع) همه چيزش خوب بود تنها يك عيب داشت و آن اين كه عبادت چندانى نداشت، مرد مسيحى برآشفت و به امام گفت چه اشتباه بزرگى مىكنى؟ اتفاقا او از عابدترين مردم بود، امام فوراً فرمود: او چه كسى را عبادت مىكرد؟ آيا كسى جز خدا را مىپرستيد؟ بنابراين به اعتراف خودت، مسيح بنده و مخلوق و عبادتكننده خدا بود، نه معبود و خدا! مرد مسيحى خاموش شد و پاسخى نداشت[٢]. (ج ٢٢٠/٤ تا ٢٣٢.)
[١]قاموس مقدس، ط بيروت، ص ٣٤٥.
[٢] مناقب ابن شهر آشوب، ج ٣٥٢/٤.