شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٦٠٥ - حُوب (نساء/ ٢ )
هنگامى كه مسلمانان صداى عباس را شنيدند بازگشتند و گفتند «لبيك، لبيك» مخصوصا انصار در اين بازگشت پيشقدم بودند، و حمله سختى از هر جانب به سپاه دشمن كردند، و با يارى پروردگار به پيشروى ادامه دادند، آنچنان كه طايفۀ «هوازن» به طرز وحشتناكى به هر سو پراكنده شدند و پيوسته مسلمانان آنها را تعقيب مىكردند.
حدود يكصد نفر از سپاه دشمن كشته شد و اموالشان به غنيمت به دست مسلمانان افتاد و گروهى نيز اسير شدند[١].
و در پايان اين نقل تاريخى مىخوانيم كه پس از پايان جنگ، نمايندگان قبيلۀ هوازن خدمت پيامبر (ص) آمدند و اسلام را پذيرفتند و پيامبر محبت زياد به آنها كرد و حتى «مالك بن عوف» رئيس و بزرگ آنها اسلام را پذيرفت، پيامبر (ص) اموال و اسيرانش را به او بر گرداند و رياست مسلمانان قبيلهاش را به او واگذار كرد.
در حقيقت عامل مهم شكست مسلمانان در آغاز كار، علاوه بر غرورى كه به خاطر كثرت جمعيت پيدا كردند وجود دو هزار نفر افراد تازهمسلمان بود كه طبعا جمعى از منافقان، و عدهاى براى كسب غنايم جنگى و گروهى بىهدف در ميان آنها وجود داشتند و فرار آنها در بقيه نيز اثر گذاشت.
و عامل پيروزى نهايى، ايستادگى پيامبر (ص) و على (ع) و گروه اندكى از ياران و يادآورى خاطرۀ پيمانهاى پيشين و ايمان به خدا و توجه به حمايت خاص او بود. (ج ٣٣٩/٧ تا ٣٤٣.)
ح و ب
حُوب: (نساء/ ٢.)[*]
بر وزن «خوب» بنا به گفته «راغب» در «مفردات»، واژۀ «الحوبة» در اصل به معنى «احتياج و نياز» ى است كه انسان را به «گناه» مىكشاند[**].
[١]مجمع البيان، ج ١٧/٥-١٩.
[*]... وَ لاٰ تَأْكُلُوا أَمْوٰالَهُمْ إِلىٰ أَمْوٰالِكُمْ إِنَّهُ كٰانَ حُوباً كَبِيراً.نساء/ ٢.
[**] در ترجمۀ الاتقان، جلد ٢ صفحه ٤٣٦ آمده است كه واژۀ «حوب» به زبان حبشى به معنى «گناه» است.