شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٣٢٤ - (كهف/ ٣٤ )
در حقيقت بلاغت قرآن ايجاب مىكند كه ابعاد مختلف يك عذاب را با تعبيرات گوناگون در آيات مختلف بيان كند تا در نفوس انسانها تأثير عميقى بخشد، در واقع آنها با عوامل مختلف مرگآور در يك حادثه روبرو شدند كه هركدام به تنهايى براى نابودىشان كافى بود «صيحهاى مرگبار»، «زمين لرزهاى كشنده»، «آتشى سوزان» و بالاخره «صاعقهاى وحشتناك[*]». (ج ٢٤٢/٢٠-٢٤٤، ج ٤٣٧/٢٤-٤٣٨، ج ٤٥٣/٢٦-٤٥٤.)
ث م ر
ثَمَرٌ:(كهف/ ٣٤.)[**]
چنان كه «راغب» در مفردات گفته، به ميوه و هر چيز خوراكى كه از محصول و بار درختان به دست مىآيد گفته مىشود.
بعضى گفتهاند كه «ثمر» و «ثمار» در معنى يكى است، ولى بعضى «ثمار» را جمع «ثمر» مىدانند و به طور كنايه به مال و متاع سودمند اطلاق شده است: ثمّر اللّه ماله. يعنى خداوند مالش را بارور و مفيد ساخت و به اين ترتيب هر منفعت و سودى كه از چيزى به دست مىآيد ثمر آن چيز گفته شده است، مانند:
ثمر علم، عمل صالح است و ثمرۀ عمل صالح بهشت است.
واژۀ «ثمرة»، واحد «ثمر» است، يعنى يك ميوه و به نسل و فرزند نيز گفته شده، و امّا جمع «ثمّر»، «ثمار» و جمع «ثمرة»، «ثمرات» است و «ثمر و أثمار» جمع الجمع «ثمر» مىباشد.[***](ج ٤٢٨/١٢ با استفاده از منابع ذكر شده)
(*)براى كسب اطلاع بيشتر، از سرگذشت و سرانجام دردناك قوم ثمود و نقشه نابودى «ناقه»، معجزۀ «صالح» (پيامبرشان)، رجوع شود به جلد ٢٧ صفحه ٦٠ «تفسير نمونه» و نيز در همين تفسير دربارۀ اين قوم بتپرست، به ترتيب در جلدهاى: ١٦٢/٩ و ٢٣٦/١٤ و ٣٠٣/١٥ و ٤٩/٢٣، مطالبى گفته شده است.
[**]وَ كٰانَ لَهُ ثَمَرٌ...«(صاحب اين باغ و زراعت) هرگونه ميوه و در آمدى در اختيار داشت...» كهف/ ٣٤.
[***] فرهنگ لاروس (عربى، فارسى)، ج ٧٠١/١-٧٠٢.