شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٢٦٦ - بيان (الرّحمن/ ٤ )
مىكنند، ريه هوا را در خود جمع مىكند و آن را تدريجا از حنجره بيرون مىفرستد، تارهاى صوتى به صدا در مىآيند و صداهاى كاملا متفاوت كه بعضى نشانۀ رضا و ديگرى خشم و ديگرى استمداد و ديگرى تكلم و ديگرى محبت يا عداوت است ايجاد مىكنند، سپس اين صداها با كمك زبان و لبها و دندانها و فضاى دهان، حروف «الف با» را با سرعت و ظرافت خاصى به وجود مىآورند و به تعبير ديگر آن صداى ممتد و يكنواخت كه از حنجره بيرون مىآيد به اشكال و اندازههاى مختلف بريده مىشود و حروف از آن تشكيل مىگردد.
ازسوىديگر مسئله وضع لغات پيش مىآيد كه انسان براثر پيشرفت فكرى، لغات گوناگون براى انواع نيازهاى مادى و معنويش وضع مىكند و عجب اين كه هيچگونه محدوديتى براى انسان در وضع لغات نيست و تعداد زبانهاى موجود در دنيا به قدرى زياد است كه دقيقا نمىتوان آنها را احصا كرد و حتى با گذشت زمان، لغات و زبانهاى جديدى تشكيل مىشود.
بعضى تعداد زبانهاى موجود در دنيا را سه هزار زبان! مىدانند و بعضى اين عدد را بالاتر از اين ذكر كردهاند[١]، ولى به نظر مىرسد كه هدف، شمارش اصول السنه بوده و الّا، اگر زبانهاى محلى را در نظر بگيريم مطلب از اين هم فراتر خواهد بود تا آنجا كه گاه ديده شده دو روستاى مجاور با دو زبان مختلف محلى صحبت مىكنند.
از سوى سوم مسئله تنظيم جملهبنديها و استدلالات يا بيان احساسات از طريق عقل و فكر پيش مىآيد كه روح بيان و نطق است و به همين دليل سخن گفتن مخصوص انسانهاست.
درست است كه بسيارى از حيوانات براى تفهيم نيازهاى شان اصوات مختلفى ايجاد مىكنند، ولى تعداد اين اصوات بسيار محدود و گنگ و مبهم است، در حالى كه بيان به صورت گسترده و نامحدود در اختيار انسانها قرار دارد، چرا كه خداوند قدرت فكرى لازم را براى سخن گفتن به آنها بخشيده است.
از اينها كه بگذريم اگر نقش «بيان» را در تكامل و پيشرفت زندگى انسانها و پيدايش و ترقى تمدنها در نظر بگيريم يقين خواهيم كرد كه اگر اين نعمت بزرگ نبود انسان هرگز نمىتوانست تجربيات و علوم خود را به سادگى از نسلى به نسل ديگر منتقل سازد و باعث
[١]دائرةالمعارف، فريد وجدى، ج ٣٦٤/٨. ماده «لغت».