شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٧٥٩ - أخيار (ص/ ٤٨ )
بيان برترى چيزى بر چيز ديگر ذكر مىشود، ولى به هر موضوع خوبى نيز گفته مىشود، مثلا در سورۀ بقره آيۀ ٢٢١ مىخوانيم:
... وَ لَعَبْدٌ مُؤْمِنٌ خَيْرٌ مِنْ مُشْرِكٍ...«... ازدواج با بنده با ايمان، از ازدواج با بندۀ بتپرست بهتر است».
روشن است كه در مشرك خوبى نيست كه بگوييم او خوب است و مؤمن از او بهتر.
اين موضوع گاهى در كلمات ديگر كه به صورت «افعل التفضيل» آمده، نيز مشاهده مىشود، مثلا در سورۀ يوسف آيۀ ٣٣ از زبان يوسف مىخوانيم:
... رَبِّ اَلسِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمّٰا يَدْعُونَنِي إِلَيْهِ...«... پروردگارا! زندان براى من محبوبتر است از عمل ننگين زنا كه زنان مصر مرا به آن دعوت مىكنند».
بديهى است كه عمل زنا چيزى نيست كه محبوبيت از نظر يوسف داشته باشد تا بگويد زندان محبوبتر است، بنابراين «افعل التفضيل» فقط در مقام مقايسه به كار مىرود، اگرچه يك طرف بكلى فاقد صفتى باشد و تنها طرف ديگر واجد آن باشد.
در ميان عرب معمول است كه از «خيل» (اسب) به «خير» تعبير مىكنند و در حديثى آمده است كه پيامبر اكرم (ص) فرمود: الخير معقود بنواصى الخيل الى يوم القيامة. «خير و خوبى به پيشانى اسب تا روز قيامت بسته شده است[١]».
بعضى «خير» را به معنى مال يا مال كثير تفسير كردهاند (از جمله در آيه ٣٢ سوره ص، كه كلمه «خير» در آنجا مصداق مال، يعنى همان «اسبها» است).
(ج ٣٦٤/٢، ج ٢٧٣/١٩.)
أخيار: (ص/ ٤٨.)[*]
جمع «خير»: نيكان، مخففه از «خيّر» مانند اموات جمع «ميت» يا «ميّت». و گفته شده جمع «خير» است كه در اصل افعل التفضيل بوده است و بر افعال جمع بسته مىشود با حذف همزه، مانند: اقيال جمع «قيل»[**].
[١]مجمع البيان، ذيل آيه.
[*]وَ اُذْكُرْ إِسْمٰاعِيلَ وَ اَلْيَسَعَ وَ ذَا اَلْكِفْلِ وَ كُلٌّ مِنَ اَلْأَخْيٰارِ.ص/ ٤٨.
[**] مجمع البيان، ج ٤٨١/٤، و لسان العرب در مادّۀ «قول» مىنويسد: أقيال جمع «قيل» به فتح قاف: الملك الاعلى من ملوك الحمير و همچنين أقيال جمع «قيل» به كسر قاف: دون الملك الاعلى