شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٧٥٧ - خىر
است و تاريخ بارها و بارها اين حقيقت را اثبات كرده است كه دنيا ممكن است با كفر ادامه يابد اما با ظلم قابل دوام نيست[*]. (ج ٤٩٨/١٥ تا ٥٠٠.)
خ ى ب
خاب: (ابراهيم/ ١٥.)[**]
در اصل از «خيبة» (بر وزن غيبت) گرفته شده و به معنى «نرسيدن به مطلوب و محروم شدن و زيانكار گشتن» است[١]كه با كلمۀ «نوميدى» در فارسى تقريبا مساوى است.
پيامبران كه در برابر تهديد و لجاجت كفار، كارد به استخوانشان رسيده بود و تمام وظيفۀ خود را در برابر قوم خويش انجام داده بودند و آنها كه بايد ايمان بياورند ايمان آورده و بقيه به كفر پافشارى داشتند و مرتبا رسولان را تهديد مىكردند در اين موقع:
«آنها از خداوند تقاضاى فتح و پيروزى كردند (و خداوند هم دعاى اين مجاهدان راستين را به هدف اجابت رسانيد به طورى كه) جباران عنيد نوميد و زيانكار و نابود شدند»وَ خٰابَ كُلُّ جَبّٰارٍ عَنِيدٍابراهيم/ ١٥.
همچنين در آيه ١٠ سوره شمس مىخوانيم:
وَ قَدْ خٰابَ مَنْ دَسّٰاهٰا. «نوميد و محروم گشت هركس نفس خود را با معصيت و گناه آلوده ساخت» كه واژۀ «خاب» در اين جمله نيز به همان معانى ذكر شده آمده است.
(ج ٣٠٢/١٠، ج ٤٨/٢٧.)
خىر
[*]دربارۀ واژۀ «خاوية» به معنى «خالى شدن» ذيل آيه ٧ سورۀ حاقه: كانّهم اعجاز نخل خاوية «همچون تنههاى پوسيده و تو خالى درختان نخل» در تفسير نمونه، جلد ٤٣٩/٢٤ سخن گفته شده است.
[**]وَ اِسْتَفْتَحُوا وَ خٰابَ كُلُّ جَبّٰارٍ عَنِيدٍ.ابراهيم/ ١٥.
[١] مفردات راغب، قاموس اللغة.