شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٧٥٦ - خاوية (نمل/ ٥٢ )
از آن پشيمان گشتهاند، زيرا در مورد چنين كسانى نبايد شدت عمل به خرج داد، بلكه بايد ارفاق كرد، آيه در مورد كسانى است كه خيانت جزء برنامۀ زندگى آنان شده است، به قرينه «يختانون» كه فعل مضارع است و دلالت بر استمرار دارد و به قرينۀ «خوّان» كه صيغۀ مبالغه است به معنى بسيار خيانتكننده و «اثيم» كه به معنى گناهكار است و به عنوان تأكيد براى «خوّان» ذكر شده است. (ج ١١٥/٤.)
خ و ى
خاوية: (نمل/ ٥٢.)[*]
از «خواء» (بر وزن هواء) در اصل به معنى «خالى شدن» است، گاه به معنى «ساقط گشتن و ويران شدن» آمده است. اين تعبير در مورد ستارگان (شهب) كه سقوط مىكنند به كار رفته، مىگويند: «خوى النّجم» يعنى ستاره سقوط كرد.
«راغب» در «مفردات» مىگويد: معنى اصلى «خوى» خالى شدن است، اين تعبير در مورد شكمهاى گرسنه، گردوى پوك و ستارگان خالى از باران گفته شده است (عرب جاهلى معتقد بود كه هر ستارهاى در افق ظاهر مىشود بارانى همراه دارد).
آيۀ مورد بحث دربارۀ چگونگى هلاكت و سرانجام قوم ثمود است، مىفرمايد:
«(ببين) اين خانههاى آنهاست كه به خاطر ظلم و ستمشان خالى مانده!...» نه صدايى از آنها به گوش مىرسد، نه جنب و جوشى در آنجا وجود دارد» نه از آنهمه زرق و برقها و ناز و نعمتها و مجالس پرگناه اثرى باقى مانده است.
آرى آتش ظلم و ستم در آنها افتاد و همه را سوزانيد و ويران كرد. از ابن عباس روايت شده كه مىگويد: «من از قرآن بخوبى استفاده كردهام كه ظلم و ستم خانهها را ويران مىكند» سپس به آيۀ:فَتِلْكَ بُيُوتُهُمْ خٰاوِيَةً بِمٰا ظَلَمُوا...استدلال كرد[١].
و براستى تأثير ظلم در ويران كردن شهرها و جامعهها با هيچچيز قابل مقايسه نيست، ظلم صاعقۀ مرگبار است، ظلم زلزلۀ ويرانگر است، ظلم همچون صيحۀ مرگ آفرين آسمانى
[*]فَتِلْكَ بُيُوتُهُمْ خٰاوِيَةً بِمٰا ظَلَمُوا...نمل/ ٥٢.
[١] مجمع البيان، ذيل آيۀ مورد بحث.