شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٧٤٧ - (طه/ ٨٨ )
اسم فاعل از «انخناق» باب انفعال به معنى «خفه شده» است ريشه اصلى اين واژه، «خنق» (بر وزن جنگ) به معنى «خفه كردن» است.
بخشى از آيۀ مورد بحث در تحريم استفاده از حيواناتى است كه خفه شده باشند، خواه بهخودىخود و يا بهوسيلۀ دام و خواه بهوسيله انسان اين كار انجام گيرد (چنان كه در زمان جاهليت معمول بوده گاهى حيوان را در ميان دو چوب يا در ميان دو شاخه درخت سخت مىفشردند تا بميرد و از گوشتش استفاده كنند (و المنخنقة).
در بعضى از روايات نقل شده كه مجوس مخصوصا مقيد بودند كه حيوانات را از طريق خفه كردن آنها را بكشند آنگاه از گوشتشان استفاده كنند بنابراين ممكن است آيه ناظر به وضع آنها نيز باشد[١].
به هر حال در آيۀ مورد بحث، جمعا حكم به تحريم يازده چيز داده شده كه بعضى از انها در آيات ديگر قرآن نيز آمده است. (ج ٢٥٨/٤.)
خ و ر
خُوٰارٌ: (طه/ ٨٨.)[*]
مصدر است [خار، يخور، خوارا] به معنى «صداى گاو و گوساله» (فرياد كشيدن) است و گاهى به صداى شتر نيز گفته مىشود.
آيۀ مورد بحث ناظر به ساختن مجسمۀ گوسالهاى از زينت آلات بازماندۀ از فرعونيان است كه اين كار بىارزش و حرام به دست «سامرى» در غياب موسى (ع) انجام گرفت او از مجموع اين زينت آلات «مجسمۀ گوسالهاى را براى بنى اسرائيل تهيه كرد، جسد بىجانى كه صدايى همچون گوساله داشت».
بنى اسرائيل كه اين صحنه را ديدند، ناگهان همۀ تعليمات توحيدى موسى را به دست
(خون و گوشت خوك و حيواناتى كه به غير نام خدا ذبح شوند و حيوانات خفه شده و... (همگى) بر شما حرام است...» مائده/ ٣.
[١] وسايل الشيعه، ج ٢٧٣/١٦.
[*]فَأَخْرَجَ لَهُمْ عِجْلاً جَسَداً لَهُ خُوٰارٌ...«و براى آنها مجسمهاى از گوساله كه صدايى همچون صدايى گوساله داشت خارج ساخت...» طه/ ٨٨.