شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٧٤٥ - خناس (ناس/ ٤ )
آيۀ مورد بحث دربارۀ غذاهاى حرام و ممنوع است، مىفرمايد:
«خداوند تنها «گوشت» مردار، خون، گوشت خوك و گوشت هر حيوانى را كه به هنگام ذبح نام غير خدا برآن گفته مىشود حرام كرده است...» بقره/ ١٧٣.
به اين ترتيب سه قسمت از گوشتهاى حرام به اضافۀ خون كه بيش از همه مورد ابتلاى مردم آن محيط بوده است در اين جا ذكر مىكند كه بعضى پليدى ظاهرى دارند و بر كسى مخفى نيست، مانند مردار، خون و گوشت خوك، و بعضى پليدى معنوى دارند مانند قربانيهايى كه براى بتها مىكردند. (ج ٥٨٢/١.)
خنس
خناس: (ناس/ ٤.)[*]
صيغه مبالغه از مادّۀ «خنس» و «خنوس» به معنى «جمع شدن و عقب رفتن» است، اين به خاطر آن است كه شياطين هنگامى كه نام خدا برده مىشود عقبنشينى مىكنند و از آنجا كه اين امر غالبا با پنهان شدن توأم است اين واژه به معنى «اختفاء» نيز آمده است.
بنابراين مفهوم آيات اوليّه سورۀ ناس چنين مىشود:
«بگو من از شر وسوسهگر[**]شيطان صفتى كه از نام خدا مىگريزد و پنهان مىشود به خدا پناه مىبرم».
اصولا شياطين برنامههاى خود را با مخفىكارى مىآميزند و گاه چنان در گوش جان انسان مىدمند كه انسان باور مىكند فكر، فكر خود اوست و از درون جانش جوشيده و همين باعث اغوا و گمراهى او مىشود! كار شيطان تزيين است و مخفى كردن باطل در لعابى از حق، و دروغ در پوستهاى از راست، و گناه در لباس عبادت، و گمراهى در پوشش هدايت.
(از نزول مائده آسمانى و مشاهده اعجاز مسيح باز كافر شدند و مسخ به خوك شدند) و آنكس كه (عبادت خدا را گذاشت و) بندگى شيطان كرد...» مائده/ ٦٠.
[*]مِنْ شَرِّ اَلْوَسْوٰاسِ اَلْخَنّٰاسِ.«از شرّ وسواس خنّاس» ناس/ ٤.
[**] واژۀ «وسواس» معنى مصدرى دارد، ولى گاهى به معنى «فاعل» (وسوسه گر) نيز مىآيد و در آيۀ مورد بحث به همين معنى است.