شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٦٨ - (انعام/ ٧٦ )
«مؤتفكات»[١](جمع مؤتفكة) ناميده مىشود.
جملۀ «يؤفكون» كه در آيۀ ٦١ سورۀ عنكبوت آمده است نيز از همان مادّۀ «افك» و به همان معنى بازگرداندن چيزى از صورت واقعى و حقيقى آن است و «مأفوك» به كسى گفته مىشود كه از حق بازداشته شده است، اگرچه براثر تقصير خودش باشد و ازآنجا كه دروغ انسان را از حق بازمىدارد به آن «افك» گفته شده است.
مرحوم «طبرسى» در مجمع البيان معتقد است كه «افك» به هر دروغ سادهاى نمىگويند، بلكه دروغ بزرگى است كه مسألهاى را از صورت اصلىاش دگرگون مىسازد.
(ج ٣٩/٥، ج ٣٩٤/١٤، ج ٢٣٢/١٦ و ٣٣٧، ج ٣١٥/٢٢.)
أَفّٰاكٍ:(جاثيه/ ٧.)[*]
از مادّۀ «افك» صيغۀ مبالغه و به معنى كسى است كه بسيار دروغ مىگويد و گاه به كسى كه دروغ بزرگ مىگويد هرچند زياد هم نباشد گفته شده است[**]. (ج ٣٧٥/١٥ و ج ٢٣٦/٢١.)
افل
أَفَلَ:(انعام/ ٧٦.)[***]
افل، يأفل، افولا بنا به گفتۀ «راغب» در كتاب مفردات، «افول» به معنى «پنهان شدن يا غروب كردن كرات نورانى آسمانى» است، مانند خورشيد و ماه و ستارگان.
[١]از مادّۀ «ائتفاك» به معنى «انقلاب و زير و رو شدن» است و آيۀ ٧٠ سورۀ توبه و همچنين در آيۀ ١٠ سورۀ حاقه، اشاره به شهرهاى قوم لوط است كه براثر زلزلۀ شديد زير و رو شد. [ج ٣٤/٨ و ج ٤٤٢/٢٤.]
[*]وَيْلٌ لِكُلِّ أَفّٰاكٍ أَثِيمٍ.«واى بر هر دروغگوى گنهكار!» جاثيه/ ٧.
(**) دربارۀ واژه «افك» نظير همين مطالب را در جلدهاى ٦ و ١٨ و ٢٠ تفسير نمونه، به ترتيب در صفحات: ١٢٩/٢٩٥ و ١٥٥/١٧٣ مىخوانيد.
[***]فَلَمّٰا جَنَّ عَلَيْهِ اَللَّيْلُ رَأىٰ كَوْكَباً قٰالَ هٰذٰا رَبِّي فَلَمّٰا أَفَلَ قٰالَ لاٰ أُحِبُّ اَلْآفِلِينَ.«هنگامى كه (تاريكى) شب او را پوشانيد ستارهاى مشاهده كرد و گفت: اين خداى من است! اما هنگامى كه غروب كرد گفت: غروبكنندگان را دوست ندارم» انعام/ ٧٦.