شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٥٨٢ - حميد (حج/ ٢٤ )
الف و لام «الحمد» به اصطلاح، «الف و لام جنس» است و در اين جا معنى عموميت را مىبخشد، چنين نتيجه مىگيريم كه هرگونه حمد و ستايش مخصوص خداوندى است كه پروردگار جهانيان است[*].
حتى هر انسانى كه سرچشمۀ خير و بركتى است و هر پيامبر و رهبر الهى كه نور هدايت در دلها مىباشد، هر معلمى كه تعليم مىدهد، هر شخص سخاوتمندى كه بخشش مىكند و هر طبيبى كه مرهمى بر زخم جانكاهى مىنهد، ستايش آنها از ستايش خدا سرچشمه مىگيرد، چرا كه همه اين مواهب در اصل از ناحيه ذات پاك اوست و يا به تعبير ديگر حمد اينها، حمد خدا، و ستايش اينها ستايشى براى اوست.
و نيز اگر خورشيد نور افشانى مىكند، ابرها باران مىبارند و زمين بركاتش را به ما تحويل مىدهد، اينها نيز همه از ناحيۀ اوست، بنابراين تمام حمدها به او بر مىگردد.
و به تعبير ديگر جملۀ«اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ رَبِّ اَلْعٰالَمِينَ»اشارهاى است هم به توحيد ذات و هم صفات و هم افعال. (ج ٢٨/١ و ٢٩.)
حميد: (حج/ ٢٤.)[**]
از مادّۀ «حمد» به معنى «محمود» (ستوده)، به كسى مىگويند كه شايسته و در خور ستايش است.
آيۀ مورد بحث، حال مؤمنان صالح را در بهشت بيان مىكند و مىفرمايد:
«آنها بهسوى سخنان پاكيزه هدايت مىشوند (سخنانى روحپرور و الفاظى نشاط آفرين و كلماتى پر از صفا و معنويت كه روح را در مدارج كمال سير مىدهد و جان و دل انسان را مىنوازد و پرورش مىدهد) و (همچنين) بهسوى راه خداوند «حميد» و شايستۀ ستايش، هدايت مىگردند»وَ هُدُوا إِلىٰ صِرٰاطِ اَلْحَمِيدِحج/ ٢٤.
بنابراين، جملۀ«صِرٰاطِ اَلْحَمِيدِ»، به معنى «راه وصول به مقام قرب و خشنودى پروردگار» است.
(عمل، در حالى كه حمد و مدح معمولا با زبان است.
[*] جالب توجه اين كه «حمد» تنها در آغاز كار نيست، بلكه پايان كارها نيز چنان كه قرآن به ما تعليم مىدهد با حمد خدا خواهد بود (يونس/ ١٠.)
[**]وَ هُدُوا إِلَى اَلطَّيِّبِ مِنَ اَلْقَوْلِ وَ هُدُوا إِلىٰ صِرٰاطِ اَلْحَمِيدِ.حج/ ٢٤.