شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٥٧٥ - حليم (هود/ ٧٥ )
حليم: (هود/ ٧٥.)[*]
از «حلم» به معنى «بردبارى در راه رسيدن به يك هدف مقدس» است و يا به كسى گفته مىشود كه در عين توانايى در هيچ كارى قبل از وقتش شتاب نمىكند و در كيفر مجرمان عجلهاى به خرج نمىدهد، روحى بزرگ دارد و بر احساسات خويش مسلط است.
«راغب» در «مفردات» واژۀ «حلم» را به معنى «خويشتندارى به هنگام هيجان غضب» دانسته است[**]و از آنجا كه اين حالت از عقل و خرد ناشى مىشود، گاه به معنى «عقل و خرد» نيز به كار رفته، وگرنه معنى حقيقى «حلم» همان است كه در اول گفته شد.
واژۀ «حليم» پانزده بار در قرآن مجيد تكرار شده و غالبا وصفى است براى خداوند، جز در چهار مورد كه به صورت توصيفى براى ابراهيم و فرزندش و نيز شعيب در كلام خدا آمده است (دو بار دربارۀ ابراهيم - آيۀ مورد بحث و آيۀ ١١٤ سورۀ توبه[***]- يكبار دربارۀ فرزندش - آيۀ ١٠١ سورۀ صافات[****]- و يكبار دربارۀ شعيب از زبان ديگران - آيۀ ٨٧ سورۀ هود -)[*****]واژۀ «حليم» يكى از صفات خداوند متعال است:«... إِنَّهُ كٰانَ حَلِيماً غَفُوراً»اسراء/ ٤٤. چرا كه او در كيفر دادن به گناهكاران شتاب نمىكند و با مهلتى كه مىدهد بر آنها منّت مىنهد. اين دو صفت در آيۀ اخير بر تنزّه خداى تعالى از هرگونه عيب و نقص دلالت مىكند. (ج ١٧٥/٩، ج ١١٠/١٩.)
[*]إِنَّ إِبْرٰاهِيمَ لَحَلِيمٌ أَوّٰاهٌ مُنِيبٌ.«چرا كه ابراهيم، بردبار و دلسوز و بازگشتكننده (بهسوى خدا) بود» هود/ ٧٥.
[**] حلم: به احلام و حلوم جمع بسته شده.
[***]... إِنَّ إِبْرٰاهِيمَ لَأَوّٰاهٌ حَلِيمٌ.«... كه ابراهيم بسيار خدا ترس و بردبار بود» توبه/ ١١٤.
[****]فَبَشَّرْنٰاهُ بِغُلاٰمٍ حَلِيمٍ.«ما او (ابراهيم) را به نوجوانى بردبار و پراستقامت بشارت داديم» صافات/ ١٠١.
[*****]... إِنَّكَ لَأَنْتَ اَلْحَلِيمُ اَلرَّشِيدُ.«(گفتند: اى شعيب)... تو مرد بردبار و رشيدى هستى» هود/ ٨٧.