شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٥٦٧ - حلقوم (واقعه/ ٨٣ )
لازم است «فديه» بدهد، اين فديه مىتواند سه روز روزه و يا اطعام به شش فقير باشد و يا گوسفندى را سر ببرد. (ج ٢٦/٢ با استفاده از مفردات)
مُحَلِّقِينَ: (فتح/ ٢٧.)[*]
اسم فاعل از باب «تفعيل» و در اصل از مادّۀ «حلق» به معنى «تراشيدن و ستردن مو (ى سر)» است و پيش از اين دربارۀ مادّۀ «حلق» و معانى آن سخن گفته شد.
در آيۀ مورد بحث، جملۀ:مُحَلِّقِينَ رُؤُسَكُمْ وَ مُقَصِّرِينَ(در حالى كه سرها را تراشيدهايد و ناخنها را گرفتهايد) اشاره به يكى از آداب مراسم عمره است كه «تقصير» نام دارد و بهوسيلۀ آن محرم از احرام خارج مىشود. بعضى اين آيه را دليل بر «تخيير» در مسئله تقصير و خروج از احرام دانستهاند كه محرم مىتواند سر را بتراشد و يا ناخن خود را بگيرد، زيرا جمع ميان اين دو قطعا واجب نيست. (ج ١٠٥/٢٢.)
حلقم
حلقوم: (واقعه/ ٨٣.)[**]
به معنى «مجراى تنفس از درون، (گلو)»[***]و به نقل از «اقرب الموارد» همان «حلق» است كه واو و ميم برآن افزوده شده و جمع آن «حلاقم و حلاقيم» است.
اين واژۀ به شكل مفرد (حلقوم) در قرآن آمده و تنها يكبار ذكر شده است[****].
آيه مورد بحث به لحظات احتضار و پايان عمر انسانها اشاره مىكند و از لحظات حساسى كه آدمى را سخت در فكر فرومىبرد، سخن مىگويد، آنجا كه مىفرمايد:
«پس چرا هنگامى كه جان به گلوگاه مىرسد (توانايى بازگرداندن آن را
[*]... لَتَدْخُلُنَّ اَلْمَسْجِدَ اَلْحَرٰامَ إِنْ شٰاءَ اَللّٰهُ آمِنِينَ مُحَلِّقِينَ رُؤُسَكُمْ وَ مُقَصِّرِينَ لاٰ تَخٰافُونَ...«... بهطورقطع همه شما به خواست خدا وارد مسجد الحرام مىشويد در نهايت امنيّت، و در حالى كه سرهاى خود را تراشيده يا ناخنهاى خود را كوتاه كردهايد، و از هيچكس ترس و وحشتى نداريد...» فتح/ ٢٧.
[**]فَلَوْ لاٰ إِذٰا بَلَغَتِ اَلْحُلْقُومَ.واقعه/ ٨٣.
[***] فرهنگ لاروس، ج ٨٥٦/١.
[****] المعجم الاحصائى، ج ٦٧٥/٢.