شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٥٠٨ - (فلق/ ٥ )
بخشندۀ اصلى نعمتهاست معترض است! قرآن مجيد مىگويد: نخستين قتل و كشتارى كه در روى زمين واقع شد عامل آن حسد بود (مائده/ ٢٧.) «حسودان» هميشه يكى از موانع راه انبيا و اوليا بودهاند، ازاينرو قرآن مجيد به پيامبر (ص) دستور مىدهد كه از شرّ حاسدان به خدا و ربّ فلق پناه برد.
اصولا هنگامى كه نعمتى به ديگرى مىرسد و خود شخص از آن محروم مىماند، چهار حالت مختلف در او پيدا مىشود:
نخست اين كه آرزو مىكند همان گونه كه ديگران دارند، او هم داشته باشد، اين حالت را «غبطه» مىخوانند و حالتى است قابل ستايش، چرا كه انسان را به تلاش و كوشش سازندهاى وامىدارد و هيچ اثر مخربى در اجتماع ندارد[*].
ديگر اين كه آرزو مىكند آن نعمت از ديگران سلب شود و براى اين كار به تلاش و كوشش بر مىخيزد، اين همان حالت بسيار مذموم «حسد» است كه انسان را به تلاش و كوشش مخرب دربارۀ ديگران وامىدارد، بىآنكه تلاش سازندهاى دربارۀ خود كند! سوم اين كه آرزو مىكند خودش داراى آن نعمت شود و ديگران از آن محروم بمانند، و اين حالت «بخل» و انحصار طلبى است كه انسان همه چيز را براى خود بخواهد و از محروميت ديگران لذت ببرد! چهارم اين كه دوست دارد ديگران در نعمت باشند، هرچند خودش در محروميت به سر برد و حتّى حاضر است آنچه را دارد در اختيار ديگران بگذارد و از منافع خود چشم بپوشد و اين حالت والا را «ايثار» مىگويند كه يكى از مهمترين صفات برجستۀ انسانى است.
(ج ٤٢٣/٣، ج ٣٢٦/٩، ج ٤٦٤/٢٧.)
[*]انّ المؤمن يغبط و لا يحسد، و المنافق يحسد و لا يغبط. «افراد با ايمان غبطه مىخورند، ولى حسد نمىورزند، امّا منافق حسد مىورزد و غبطه نمىخورد» اصول كافى، ج ٣٠٧/٢ (منقول از امام صادق (ع).