شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٤٩٠ - (انبياء/ ٦٨ )
نگير»(أَنْ تَقُولَ لاٰ مِسٰاسَ)[*].
٢) مجازات دوم سامرى اين بود كه موسى (ع) كيفر او را در قيامت به او گوشزد كرد و گفت: «تو وعدهگاهى در پيش دارى - وعدۀ عذاب دردناك الهى - كه هرگز از آن تخلف نخواهد شد»(وَ إِنَّ لَكَ مَوْعِداً لَنْ تُخْلَفَهُ)٣) سومين برنامه اين بود كه موسى به سامرى گفت: «به اين معبودت كه پيوسته او را عبادت مىكردى نگاه كن و ببين ما آن را مىسوزانيم و سپس ذرات آن را به دريا مىپاشيم (تا براى هميشه محو و نابود شود)» طه/ ٩٧. (آيۀ مورد بحث). (خلاصهاى از مجلدات:
٢٨٧/١٣، ٢٥٣/١-٢٨٨.)
حَرِّقُوهُ:(انبياء/ ٦٨.)[**]
از «تحريق» و در اصل از مادّۀ «حرق» (بر وزن شرق) به معنى «سوزاندن» گرفته شده است[***].
آيۀ مورد بحث دربارۀ «سوزاندن» ابراهيم (ع) به دست بتپرستان است، آنجا كه آتش بر او گلستان مىشود.
گرچه با استدلالات علمى و عملى و منطقى ابراهيم، همۀ بتپرستان محكوم شدند و خودشان هم در دل به اين محكوميت اعتراف كردند، ولى لجاجت و تعصّب شديد آنها مانع از پذيرش حق شد، به همين دليل جاى تعجب نيست كه تصميم بسيار شديد و خطرناكى دربارۀ ابراهيم گرفتند و آن كشتن ابراهيم به بدترين صورت، يعنى سوزاندن و خاكستر كردن او بود! معمولا رابطۀ معكوسى ميان «زور» و «منطق» وجود دارد، هر قدر زور انسان بيشتر مىشود منطق او ضعيفتر مىگردد، جز در مردان حق كه هرچه قوىتر مىشوند متواضعتر و
[*]بعضى از مفسران گفتهاند كه جملۀ «لا مساس» اشاره به يكى از قوانين جزائى شريعت موسى (ع) است كه دربارۀ بعضى افراد كه گناه سنگينى داشتند صادر مىشد، آن فرد به منزلۀ موجودى كه از نظر پليد و نجس و ناپاك بود در مىآمد، احدى با او تماس نمىگرفت و او هم حق نداشت با كسى تماس بگيرد. «تفسير فى ظلال، ج ٤٩٤/٥.»
[**]قٰالُوا حَرِّقُوهُ وَ اُنْصُرُوا آلِهَتَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ فٰاعِلِينَ.انبياء/ ٦٨.
[***] ثلاثى آن مانند باب افعال و تفعيل، متعدى است (اقرب).