شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٤٦٤ - (كهف/ ٧٠ )
اين در حالى است كه از پيغمبر اكرم (ص) نقل شده است كه فرمود:
«خداوند هنگامى كه نعمتى به بندهاى مىبخشد دوست دارد آثار نعمت را بر او ببيند[١]» در حديث ديگرى از آن حضرت به عنوان يك دستور كلى، مىخوانيم:
«هركس خيرى به او رسد و آثارش بر او ديده نشود دشمن خدا شمرده مىشود، و مخالف نعمتهاى او[٢]»، زيرا يادآورى نعمتهاى خدا سبب مىشود كه انسان كمبودها را كمتر احساس كند و در نتيجه در سختيها و طوفانهاى زندگى گرفتار يأس و نوميدى و اضطراب و ناراحتى نشود. (ج ١٠٨/٢٧-١٠٩ و ١١٥، با استفاده از منابع ذكر شده)
أُحْدِثَ:(كهف/ ٧٠.)[*]
در اصل از مادۀ «حدوث و حداثة» به معنى «رخ دادن امرى تازه» است، يعنى به وجود آمدن چيزى كه قبل از آن موجود نبوده و تازه پيدا شده است. به همين مناسبت، نقل يا بازگو كردن يك ماجرا را «حديث» گفتهاند (خبر و سخنى تازه).
آيۀ مورد بحث بخشى از ماجراى موسى (ع) و يار همسفرش (يوشع)[**]در برخورد و ديدار با بندهاى از بندگان راستين خدا و مردى عالم و دانشمند به نام «خضر»[***]است، موسى خواست تا از او پيروى كند و آنچه مايۀ رشد و صلاح است از وى بياموزد، چرا كه اين مرد عالم به ابوابى از علوم احاطه داشت و به اسرار باطن و عمق حوادث و پديدهها واقف بود، در حالى كه موسى نه مأمور به باطن بود و نه از آن آگاهى چندانى داشت.
در چنين مواردى بسيار مىشود كه چهرۀ ظاهر حوادث با آنچه در باطن و درون
[١]نهج الفصاحه، حديث ٦٨٣.
[٢] تفسير قرطبى، ج ٧١٩٢/١٠.
[*]قٰالَ فَإِنِ اِتَّبَعْتَنِي فَلاٰ تَسْئَلْنِي عَنْ شَيْءٍ حَتّٰى أُحْدِثَ لَكَ مِنْهُ ذِكْراً.كهف/ ٧٠.
[**] نام «يوشع» صريحا در آيه نيامده، بلكه كلمۀ «فتى» [جوان - كهف/ ٦٠] ذكر شده، ولى نظر غالب مفسران، طبق روايات بر اين است كه مردى شجاع و با ايمان از بنى اسرائيل به نام «يوشع بن نون» موسى را همراهى مىكرده است.
(***) نام «خضر» نيز صريحا در قرآن نيامده است و تنها از او به «عبدا من عبادنا...» (بندهاى از بندگان ما...) كهف/ ٦٥. نام مىبرد، ولى در روايات متعددى، اين مرد عالم، به نام «خضر» معرفى شده است (رجوع شود به جلد ٥٠٩/١٢، نمونه).