شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٤٤ - چند وجه تسميه براى آدم
در خور مقام شخصى همچون پيامبر و على (ع) نيست، او بايد سراسر نمازش غرق در حضور در پيشگاه خدا باشد و اگر غير اين كند حرامى مرتكب نشده، اما ترك اولى كرده است.
آدم نيز سزاوار بود از آن درخت نخورد هرچند براى او ممنوع نبود بلكه «مكروه» بود.
٢) نهى خداوند در اين جا نهى ارشادى است، يعنى همانند دستور طبيب كه مىگويد:
فلان غذا را نخور كه بيمار مىشوى، خداوند نيز به آدم فرمود اگر از درخت ممنوع بخورى به خويشتن ستم كردهاى و به درد و رنج خواهى افتاد، بنابراين آدم مخالفت فرمان خدا نكرد، بلكه مخالفت نهى ارشادى كرد.
٣) اساساً بهشت جاى تكليف نبود بلكه دورانى بود براى آزمايش و آمادگى آدم براى آمدن در روى زمين و اين نهى تنها جنبۀ آزمايشى داشت[*]. (ج ١٨٧/١-١٨٨.)
چند وجه تسميه براى آدم
در وجه تسميۀ «آدم»: ابو البشر (پدر بشر) سخن بسيار گفته شده است كه چند وجه آن را به نقل از كتاب مفردات راغب در اين جا متذكر مىشويم:
١) چون جسم آدم از خاك سطح زمين است و «اديم الارض» يعنى رويه و سطح زمين، بنابراين نام او از «اديم» گرفته شده است.
٢) گويند به خاطر گندمگون بودن پوستش، «آدم» ناميده شده، زيرا: رجل آدم مانند رجل اسمر، به معنى «مرد گندمگون» است.
٣) وجه تسميه «آدم» به خاطر اين است كه از عناصر گوناگون و نيروهاى مختلف آفريده شده، چنان كه خداى تعالى فرموده است:...مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشٰاجٍ نَبْتَلِيهِ...دهر/ ٢. يعنى از مواد مختلف زمين تركيب شده است.
٤) از اصطلاح: جعلت فلانا ادمة اهلى. يعنى او را با خانوادهام آميزش دادم و آشنا كردم، گرفته شده، چون آدم آميزشپذير است.
٥) نام «آدم» به خاطر اين است كه از روح پاك و عطرآگين خدايى در او دميده شده، و آيۀ:... وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي...حجر/ ٢٩. دليل بر همين معناست و ازاينجهت عقل و فهم و دقّت در امور كه باعث برترى و كرامت او بر ساير موجودات است در سرشت آدم
(*)براى توضيح بيشتر در اين زمينه رجوع شود به: ج ١٢٣/٦ و ج ٣٢٣/١٣. «تفسير نمونه»