شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٤١٧ - جهالت (نساء/ ١٧ )
پدر پيرى داريم و برادر كوچكى (بنيامين) كه مورد علاقه پدر است و در وطن ماندهاند، سهميهاى نيز براى آن دو منظور بدار. يوسف دستور داد دو بار ديگر برآن افزودند و سپس رو كرد و به آنها گفت: من شما را افراد هوشمند و مؤدبى مىبينم و اين كه مىگوييد پدرتان به برادر كوچكتر علاقهمند است، معلوم مىشود، او فرزند فوقالعادهاى است و من مايل هستم در سفر آينده حتما او را ببينم.
بعلاوه مردم در اين جا سوء ظنّهايى نسبت به شما دارند چرا كه از يك كشور بيگانهايد براى رفع سوءظن هم كه باشد در سفر آينده برادر كوچك را به عنوان نشانه همراه خود بياوريد.
در اين جا قرآن مىگويد: «هنگامى كه يوسف بارهاى آنها را آماده ساخت به آنها گفت: آن برادرى را كه از پدر داريد نزد من بياوريد»وَ لَمّٰا جَهَّزَهُمْ بِجَهٰازِهِمْ قٰالَ اِئْتُونِي بِأَخٍ لَكُمْ مِنْ أَبِيكُمْ...يوسف/ ٥٩. (ج ١٦/١٠ تا ١٨.)
جهل
جهالت: (نساء/ ١٧.)[*]
كلمۀ «جهل» و «جهالت» و مشتقات آن به معانى گوناگون آمده كه مشهورترين معنى آن «ندانستن و نشناختن» است و «جاهل» به كسى گفته مىشود كه شناخت و معرفت به چيزى نداشته باشد و كارى برخلاف آنچه بايد انجام شود، انجام دهد و يا اين كه اعتقاد بر ماهيّت چيزى داشته باشد به طورى كه اين اعتقاد خلاف ماهيت آن باشد و «جهل بسيط» ندانستن حقيقت چيزى به طور مطلق است، و اگر اعتقاد جازم غير مطابق با واقع باشد، «جهل مركب» گفته مىشود[**].
اين كلمه معمولا به صورت ذمّ و در موارد ناپسند استعمال مىشود، ولى گاهى هم شامل اين تعبير نمىشود، مانند آيۀ ٢٧٣ سورۀ بقره:
[*]إِنَّمَا اَلتَّوْبَةُ عَلَى اَللّٰهِ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ اَلسُّوءَ بِجَهٰالَةٍ ثُمَّ يَتُوبُونَ مِنْ قَرِيبٍ...نساء/ ١٧.
[**] فرهنگ لاروس، ج ٧٧٤/١، مادّه «جهل».