شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٣٩ - (اخلاص/ ١)
در قرآن مجيد نيز «واحد» و «احد» هر دو به ذات پاك خداوند اطلاق شده است.
جالب اين كه در توحيد صدوق آمده است كه مردى اعرابى در روز جنگ «جمل» بر خاست و عرض كرد:
اى امير مؤمنان! آيا مىگويى خداوند واحد است؟ واحد به چه معنى؟ ناگهان مردم از هر طرف به او حمله كردند و گفتند: اى اعرابى! اين چه سؤالى است؟ مگر نمىبينى فكر امير مؤمنان تا چه حد مشغول مسئله جنگ است؟ هر سخن جايى و هر نكته مقامى دارد! امير مؤمنان (ع) فرمود: او را به حال خود بگذاريد، زيرا آنچه را كه او مىخواهد همان چيزى است كه ما از اين گروه دشمن مىخواهيم. (او از توحيد سؤال مىكند، ما هم مخالفان خود را به توحيد كلمه دعوت مىكنيم).
سپس فرمود: اى اعرابى! اين كه مىگوييم خدا «واحد» است چهار معنى مىتواند داشته باشد كه دو معنى آن دربارۀ خدا صحيح نيست و دو معنى آن صحيح است.
اما آن دو كه صحيح نيست: وحدت عددى است. اين براى خدا جايز نمىباشد (بگوييم او يكى است و دوتا نيست، زيرا مفهوم اين سخن آن است كه دومى براى او تصور مىشود ولى وجود ندارد، در حالى كه مسلما براى ذات بىنهايت حق، دومى تصور نمىشود) چرا كه چيزى كه ثانى ندارد داخل در باب اعداد نمىشود، آيا نمىبينى كه خداوند كسانى را كه گفتند:«إِنَّ اَللّٰهَ ثٰالِثُ ثَلاٰثَةٍ»(خدا سومى از سه نفر است) تكفير كرده است؟ ديگر از معانى واحد كه بر خدا روا نيست اين است كه به معنى واحد نوعى باشد، مثل اين كه مىگوييم فلان كس يكى از مردم است، اين نيز بر خدا روا نيست (چرا كه خدا نوع و جنسى ندارد) مفهوم اين سخن تشبيه است و خدا از هرگونه شبيه و نظير برتر و بالاتر است.
اما آن دو مفهومى كه دربارۀ خدا صادق است: نخست اين كه گفته شود خداوند واحد است يعنى در اشياى عالم شبيهى براى او نيست، آرى پروردگار ما چنين است.
ديگر اين كه گفته شود پروردگار ما احد المعنى است يعنى ذات او تقسيمپذير نيست، نه در خارج و نه در عقل، و نه در وهم، آرى خداوند بزرگ چنين است[١].
[١]بحار الانوار، ج ٢٠٦/٣، حديث ١.