شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٣٨٠ - مجالس (مجادله/ ١١ )
روايات، تفسير به «فروج» شده است، در حقيقت از قبيل بيان مصداق است نه منحصر بودن مفهوم جلود در آن.
واژۀ «جلد» (به فتح اول) مصدر است به معنى «تازيانه زدن» و به عقيدۀ مرحوم طبرسى و راغب، «تازيانه زدن» را ازاينجهت «جلد» گفتهاند كه تازيانه به پوست بدن مىرسد. و شايد علت اين تسميه آن باشد كه تازيانه از پوست ساخته مىشده است و فعل «جلده» به اين معنى است كه: او را با پوست زد (به بدنش زد).
بنابراين «جلده، بطنه، ظهره» (به صورت فعل ماضى) يعنى به پوستش، به شكمش، به پشتش زد و جملۀ: ضربه بالجلد نحو عصاه يعنى او را با پوست زد، مثل اين كه او را با عصا زد.
«لاروس» مىنويسد: «جلد» به معنى «سخت و قوى» نيز آمده و «ناقة جلدة» يعنى مادهشتر قوى. (ج ٢٤٩/٢٠، با استفاده از قاموس و لاروس)
جلس
مجالس: (مجادله/ ١١.)[*]
جمع «مجلس» (اسم مكان) و به معنى «محل نشستن انسان» است و در اصل از مادّۀ «جلس» (بر وزن فلس) كه به معنى «زمين سفت و سخت» است گرفته شده و به كلمۀ «نجد» نيز كه به معنى «زمين مرتفع و بلند كوهستانى» است، «جلس» اطلاق شده است.
بنابراين، «جلوس» آن است كه كسى جاى بلندى را براى نشستن در نظر مىگيرد و مىنشيند، سپس هر نشستى و قعودى (قرار گرفتنى) را «جلوس» گفتهاند[**].
آيۀ مورد بحث به يكى از مسائل مهم اسلامى (آداب مجالس) اشاره مىكند و به مؤمنان تذكر مىدهد كه «هرگاه به شما گفته شود به مجلس وسعت بخشيد (و به تازهواردها جا دهيد اطاعت كنيد و) وسعت بخشيد كه اگر چنين كنيد خداوند جاى شما را در بهشت وسعت مىبخشد...» مجادله/ ١١.
[*]... إِذٰا قِيلَ لَكُمْ تَفَسَّحُوا فِي اَلْمَجٰالِسِ فَافْسَحُوا يَفْسَحِ اَللّٰهُ لَكُمْ...مجادله/ ١١.
[**] مفردات، راغب، مادّه «جلس».