شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٣٤١
اين معنى در بسيارى از آيات قرآن آمده و با صفات مذموم ديگرى احيانا همراه است مانند آيۀ مورد بحث، (هود/ ٥٩.) كه توأم با «عنيد» ذكر شده و در آيۀ ٣٢، سورۀ مريم از زبان عيسى پيامبر خدا مىخوانيم:
... وَ لَمْ يَجْعَلْنِي جَبّٰاراً شَقِيًّا.«... خداوند مرا جبار شقى قرار نداده است» و يا در حالات بنى اسرائيل دربارۀ ساكنان ستمگر بيت المقدس (در همين بحث) خوانديم كه آنها به موسى (ع) گفتند:
... إِنَّ فِيهٰا قَوْماً جَبّٰارِينَ...«در اين سرزمين گروهى ستمگر و ستمپيشهاند...» مائده/ ٢٢.
اما گاه «جبار» از همين دو ريشه در معنى «مدح» به كار مىرود و به كسى گفته مىشود كه نيازمنديهاى مردم و نقايص آنها را جبران مىكند و استخوانهاى شكسته را پيوند مىدهد و يا اين كه داراى قدرت فراوانى است كه غير او در برابر او خاضع مىباشند بىآنكه بخواهد بر كسى ستم و يا از قدرتش سوءاستفاده كند و بههمينجهت، جبار به هنگامى كه به اين معنى باشد با صفات مدح ديگر همراه مىشود، چنان كه در آيه ٢٣ سورۀ حشر مىخوانيم:
اَلْمَلِكُ اَلْقُدُّوسُ اَلسَّلاٰمُ اَلْمُؤْمِنُ اَلْمُهَيْمِنُ اَلْعَزِيزُ اَلْجَبّٰارُ* اَلْمُتَكَبِّرُ.«او فرمانرواى پاك و منزهى است كه بندگانش هرگز از او ستم نمىبينند، و نگهبان و حافظ غير قابل شكست و قدرتمند و برتر است» روشن است كه صفاتى همچون «قدوس و سلام و مؤمن» هرگز با جبار به معنى ظالم و ستمگر، و متكبر به معنى خود برتر بين سازگار نيست و اين عبارت به خوبى نشان مىدهد كه «جبار» در اين جا به معنى دوم است.
ولى ازآنجا كه بعضى تنها پارهاى از استعمالات جبار را در نظر گرفته و به ريشه لغت و معانى متعدد آن توجه نكردهاند، چنين پنداشتهاند كه به كار بردن آن دربارۀ خداوند صحيح به نظر نمىرسد (و همچنين واژۀ متكبر)، اما با در نظر گرفتن ريشههاى اصلى لغت، ايراد
(*)واژۀ «جبّار» در قرآن مجيد در ده مورد به كار رفته كه ٩ مورد آن دربارۀ افراد ظالم و گردنكش و مفسد است و تنها يك مورد آن دربارۀ خداوند قادر متعال (در آيۀ مورد بحث، حشر/ ٢٣.) بهكاررفتهاست . (بنابراين هرگاه كلمۀ «جبّار» در مورد غير خدا به كار رود معنى مذمت را دارد). (نمونه، ج ٥٥٤/٢٣.)