شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٢٣٩ - ابليس (بقره/ ٣٤ )
اغواگر آدم شد، او طبق صريح آيات قرآن از جنس فرشتگان نبود، بلكه در صف آنها قرار داشت، او از طايفه جن بود كه مخلوق مادى است، در سورۀ كهف آيه ٥٠ مىخوانيم:
... فَسَجَدُوا إِلاّٰ إِبْلِيسَ كٰانَ مِنَ اَلْجِنِّ...«همگى سجده كردند جز ابليس كه از طايفۀ جن بود...»[*].
و همچنين در آيات ٣٠ و ٣١ سورۀ حجر مىخوانيم:
فَسَجَدَ اَلْمَلاٰئِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ، إِلاّٰ إِبْلِيسَ أَبىٰ أَنْ يَكُونَ مَعَ اَلسّٰاجِدِينَ.«فرشتگان همگى و بدون استثناء سجده كردند، جز ابليس كه ابا كرد از اين كه با سجدهكنندگان باشد» اين جا بود كه ابليس مورد بازپرسى قرار گرفت و خدا «به او گفت: اى ابليس چرا تو با سجدهكنندگان نيستى؟» حجر/ ٣٢.
ابليس كه غرق غرور و خودخواهى خويش بود آنچنان كه عقل و هوش او را پوشانده بود گستاخانه در برابر پرسش پروردگار به پاسخ پرداخت و «گفت: من هرگز براى بشرى كه او را از خاك خشكيدهاى كه از گل بد بويى گرفته شده است آفريدهاى سجده نخواهم كرد!» حجر/ ٣٣.
آتش نورانى و فروزنده كجا، و خاك تيرۀ متعفن كجا؟ آيا موجود شريفى همچون من در برابر موجود پست ترى بايد خضوع و تواضع كند؟! بالاخره ابليس براثر خودخواهى و غرور، از اوج مقامى كه داشت سقوط كرد، ديگر شايسته نبود كه در صف فرشتگان باشد، لذا «خدا به او فرمود از آن (از بهشت يا از آسمانها و يا از صفوف فرشتگان) بيرون رو كه تو رجيم و راندهشدۀ درگاه مايى و لعنت (و دورى از رحمت حق) تا روز رستاخيز بر تو خواهد بود» حجر/ ٣٤ و ٣٥.
ابليس «به پروردگار عرض كرد، اكنون كه چنين است مرا تا روز رستاخيز مهلت ده» حجر/ ٣٦. نه براى توبه، بلكه براى اين كه به لجاجت و دشمنى خود ادامه دهد! خداوند هم اين خواسته او را پذيرفت و «فرمود، مسلما تو از مهلتيافتگانى» حجر/ ٣٧. ولى نه تا روز مبعوث شدن خلايق در رستاخيز، چنان كه خواستهاى، بلكه «تا وقت و زمان معينى» حجر/ ٣٨.
(از ساير فرهنگهاى لغت،اين نوع اعلام را نيز به گونۀ اعلامى كه ريشۀ عربى دارند(مانند صالح از « صلح») عمل كردهايم، همچنان كه واژۀ «ابليس» را در مادّه «بلس» آوردهايم.
[*] ماجراى سركشى و عصيان «ابليس» را در جلد ٦، صفحه ٩٨ به بعد، تفسير نمونه ملاحظه كنيد.