شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٢١٥ - «بعير» (يوسف/ ٧٢ )
قرآنى به قدرى جالب و جامع است كه تنها ناظر به يك جنبه و يك بعد نيست، چرا كه وقتى مىگوييم دور باد فلان گروه، هم دورى از رحمت خداوند را شامل مىشود، هم دورى از سعادت و هم دورى از هرگونه خير و بركت و نعمت، و هم دورى از بندگان خدا. البته دورى آنها از خير و سعادت، عكس العمل دورىشان در درون جان و فكر و در محيط عمل از خدا و خلق خداست، چرا كه هرگونه ايده و عملى، بازتابى در سراى ديگر و جهان پس از مرگ دارد، بازتابى كاملا مشابه آن و به همين دليل اين دوريها در اين جهان سر چشمۀ بعد و دورى در آخرت، از رحمت و عفو و بخشش و مواهب الهى خواهد بود[١]. (ج ١٠٩/٩-١١٠ و ١٤٧-١٤٨.)
ب ع ر
«بعير» (يوسف/ ٧٢.)[*]
به معنى «شتر» است، خواه نر يا ماده باشد. گاهى اين واژه به چهار پايان بار بر نيز اطلاق شده است.
«راغب» در مفردات مىگويد: «البعر» مدفوع و فضلۀ آن است، بعضى مىگويند كه آن، سرگين جانوران سمدار بجز گاو اهلى است و جمع آن «ابعار» است، امّا واژۀ «بعير» را به «ابعرة» و «اباعر» و «بعران» جمع بستهاند. اين واژه در قرآن به صورت مفرد و نيز فقط دوبار آمده است (يوسف/ ٦٥ و ٧٢). (راغب، لاروس و منابع ديگر)
[١]كلمه «بعدا» در آيۀ مورد بحث از نظر تركيب نحوى، «مفعول مطلق» است براى جمله «ابعدهم اللّه» كه در تقدير مىباشد، البته قاعدة بايد «ابعاداً» به جاى «بعداً» باشد، زيرا مصدر «ابعد» ابعاد است، امّا گاه مىشود كه مصدر ثلاثى مجرد به هنگام ذكر مفعول مطلق به جاى مصدر باب افعال مىنشيند مانند«وَ اَللّٰهُ أَنْبَتَكُمْ مِنَ اَلْأَرْضِ نَبٰاتاً»نوح/ ١٧.
[*]... وَ لِمَنْ جٰاءَ بِهِ حِمْلُ بَعِيرٍ...«... و هركس آن را (پيمانۀ ملك را) بياورد يكبار شتر (غله) به او داده مىشود...» يوسف/ ٧٢.